en
دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۰

صفحه اصلی - آموزش - نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۱۴- شاه‌پیرنگ عشق

۲۴ فریم – سرویس آموزش: چهاردهمین عنوان از مجموعه مقالات معرفی «شاه‌پیرنگ‌ها» بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس در سرویس آموزش ۲۴ فریم، به «شاه‌پیرنگ عشق» اختصاص یافته است.

صفحه‌ی ۱۶۸:«…از آنجا که می‌دانیم کشمکش از بنیان‌های داستان است، متوجهیم که «پسری دختری را می‌بیند» کافی نیست. باید «پسری دختری را می‌بیند، اما…» باشد. داستان روی این «اما…» می‌چرخد. موانعی برای عشق هست که دو دلداده را از وصال منع می‌کند.»

«گاهی دو دلداده درون آنچه هنجار اجتماعی می‌خوانیم قرار دارند، اما شرایطی پیش می‌آید که برای عشق مساعد نیست و مردم این وصلت را نمی‌پذیرند. برخلاف دلداده‌ها در پیرنگ عشق ممنوعه، که معمولا بهای «گناه»شان را با جانشان می‌پردازند، این عاشقان فرصت مناسبی برای گذر از موانعی که راهشان را چنین صعب‌العبور کرده است دارند.»

موانع شامل سردرگمی، سوتفاهم، اشتباهی گرفتن، حقه (یکی از ما شبح است!)، جنون و حتی سایز برخی اعضای بدن (مثلا دماغ) می‌شود. 

صفحه‌ی ۱۷۲:«اولین تلاش عبور از مانع معمولا منجر به شکست می‌شود. قانون سه‌تایی را فراموش نکنید. دو تلاش اول ناموفق‌اند و بار سوم مشکل‌گشایی می‌شود…»

«درس همه‌ی داستان‌های پریان درس بنیادین همه‌ی داستان‌های عاشقانه است: عشقی که آزموده نشده است عشق راستین نیست. عشق باید ثابت شود، معمولا هم از طریق رنج و سختی.»

صفحه‌ی ۱۷۲:«چه چیزی یک داستان عاشقانه‌ی خوب می‌سازد؟ جواب بیشتر در شخصیت‌هاست تا در کنش‌ها. برای همین پیرنگ عشق پیرنگی شخصیت‌محور است.»  

صفحه ۱۷۳:«… اگر می‌خواهید از شخصیت عاشق متداول فاصله بگیرید و راجع به دو نفر (یا بیشتر) که خاص‌تر هستند بنویسید باید در روانشناسی انسان و عشق بکاوید. یک داستان عاشقانه درباره‌ی عشق دریغ شده و سپس بازیافته یا از دست رفته است. برنامه‌ی آن ساده است، عمل کردن به برنامه نیست. بستگی به توانایی شما در یافتن دو نفر دارد که در مسیر دست‌یافتن عشق به طرز غم‌انگیز یا خنده‌داری چشم‌گیر هستند.» 

در صفحه‌ی ۱۷۵ درباره‌ی نوشتن چیزی بی‌مانند در حوزه‌ای که فراوان شخم زده شده است، داریم:«یک اثر صادق، اثری از احساس، نیروی خودش را تولید می‌کند، یک اثر احساساتی از الگوها حس قرض می‌گیرد. به جای این‌که شخصیت‌ها و موقعیت‌هایی خلق کند که حسی ویژه و نو ایجاد می‌کنند، اثر احساساتی به موقعیت‌ها و شخصیت‌های الگویی تکیه می‌کند که عواطف فطرتا از پیش در آنها موجود است.»

صفحه‌ی ۱۷۸ روی دیگر ماجرا را از یاد نبرید: از عشق فارغ شدن.

از عشق فارغ شدن هم راجع به انسان‌ها هست، فقط به جای آغاز رابطه به پایان روابط می‌پردازد. موفقیت داستان شما بسته است به فهمی از اینکه شخصیت‌هایتان که هستند و چه برایشان رخ داده است. در اواخر داستان موقعیت به بحران رسیده است که نتیجه‌ای در پی دارد: کناره‌گیری یا جنگ بی‌پایان. طلاق و مرگ که متداول‌ترین نتایج هستند.»

ساختار: بسته به نوع پیرنگی که می‌خواهید پیش ببرید، باید سعی کنید منطبق شوید. 

یک پیرنگ متداول: دو عاشق در آغاز یکدیگر را پیدا می‌کنند سپس شرایطی پیش می‌آید که آنها را از هم جدا می‌کند. مراحل به این ترتیب است:

  • عشاق به هم می‌رسند: دو شخصیت اصلی را معرفی کرده و رابطه‌ را بسازید. عشق عمیق، ازدواج… و فاجعه رخ می‌دهد: گروگان‌گیری، دخالت والدین، رابطه‌ای قدیمی، جنگ، بیماری، تصادف، دست غیر قابل ‌پیش ‌بینی تقدیر…
  • عشاق جدا می‌شوند: یکی (یا هردویشان) سعی بر یافتن/نجات/وصال/شروع دوباره دارد. معمولا یکی فعال و دیگری نسبتا منفعل است. موانع، پیچیدگی‌ها و مشکلات تضمین می‌کنند که شرایط بدتر‌ می‌شوند، نه بهتر. 
  • عشاق دوباره به هم می‌رسند!: به نحوی موقعی که اصلا انتظارش را ندارید دوربین مخفی آنها را به هم می‌رساند! «فرصت در اختیار کسی که می‌کوشد قرار می‌گیرد و عاشق فعال روزنه‌ای می‌یابد که به او اجازه می‌دهد بر نیروی مانع یا آنتاگونیست فائق آید.»

فهرست

  • آیا دورنمای عشق را با مانعی بزرگ مواجه می‌کنید که با اینکه شخصیت‌هایتان مشخصا آن را می‌خواهند، نتوانند آن را داشته باشند؟ 
  • آیا عشاق مانع عدم تناسب را دارند؟ برای مثال طبقات اجتماعی و پیشینه‌ی متفاوت یا عدم تناسب فیزیکی؟
  • آیا تلاش اولیه در کنار زدن مانع منجر به شکست می‌شود؟ اطمینان حاصل می‌کنید که موفقیت به راحتی به دست نمی‌آید و تنها راه رسیدن به عشق تلاش و تداوم است؟ 
  • آیا نشان می‌دهید که یکی از دلدادگان از دیگری پرخاشجوتر است و دلایل منطقی برای این تفاوت ارائه می‌کنید؟ 
  • آیا پایانی خوش زورچپان کرده‌اید در حالی که داستان در واقع غم‌انگیز است؟ 
  • آیا کاراکتر‌های اصلی انسانهای واقعی جذاب و باورپذیر هستند؟ آیا شخصیت و موقعیتشان ویژه و جالب است؟ آیا واقعا نسبت به کاراکترهای‌تان همدردی دارید؟ 
  • آیا طیف کاملی از عواطف را در داستانتان پرورش می‌دهید؟ فقط روی عواطف مثبت تمرکز نکنید، کمی تیرگی بگذارید تا روشنی کارتان بیشتر به چشم بیاید. 
  • آیا نقش عواطف و احساساتی‌گری را در داستانتان متوجه‌اید و از ترکیب درست برای بازار هدفتان استفاده می‌کنید؟ 
  • «عشاق را کاملا از آزمون عشق بگذرانید. مطمئن شوید که جدا و با هم سنجیده شده و لایق عشقی که می‌جویند هستند. عشق هدیه نیست، به دست آوردنی است. عشق نیازموده عشق حقیقی نیست.» 

خب این هم چیزی بود که توبایس برای گفتن داشت… حالا ببینیم. 

چطور است از یک تا شش انتخابی داشته باشیم؟ 

۱. شغل
۲. تفاوت‌های اجتماعی، فرهنگی، طبقاتی
۳. بیماری، اعتیاد
۴. والدین، خانواده، دوستان
۵. امیال، تجربه‌های جنسی (شامل تجاوز، ناتوانی و…)
۶. تفاوت‌های روانی، شخصیتی

اینجا بایستید و کمی فکر کنید. یک معضل یا موضوع دارید، چیزی که می‌تواند بین دو عاشق آمده و مشکلاتی ایجاد کند. فهرستی از حداقل پنج مشکل خاص تهیه کنید که ممکن است با آنها مواجه شوند. حالا از بین اینها من ۴ را انتخاب می‌کنم. بله، چهار را از لیست مشکلاتی که نوشته‌اید بردارید، رویش فکر کنید، بسطش دهید، حاشیه‌های سختی را شاخ و برگ دهید و در نظر بگیرید که چگونه از این معضل استفاده کنید که عشاق مجبور شوند برای رسیدن به یکدیگر روی زغال گداخته راه بروند. 

و، یکی دیگر از اعداد فوق‌العاده‌ی یک تا شش را برگزینید. 
۱.نمی‌خواهم مردم دوستم داشته باشند. مسئولیت ایجاد می‌کند. –ژان انویی، چکاوک، (۱۹۵۵)
۲.عشق ورزیدن بدون نقد خیانت است. –دژونا بارنز، نایت‌وود، (۱۹۳۷)
۳.عشق اول، با خیال‌انگیزی متکبرانه و آشفته‌اش مفعولش را دور از روزمره می‌اندازد، آن سوی مرارت زندگی، او را همه نگاه، سکوت، اشارات و ادا می‌کند. عبارتی سوزان خارج از متن. –الیزابت بوئن، خانه‌ای در پاریس، (۱۹۳۵)
۴. محبوب نمی‌تواند بمیرد، چرا که عشق، نامیرایی است. –امیلی دیکنسون، شعر (۱۸۶۴)
۵. ما عاشق خصوصیات نمی‌شویم، عاشق انسانها می‌شویم، گاهی به خاطر نقص‌هایشان در کنار کیفیت‌هایشان. ژاک ماریتن، تاملاتی بر آمریکا (۱۹۵۸)
۶. عشق در این است که دو تنهایی هم مرز از یکدیگر محافظت ‌کرده و به هم احترام بگذارند. راینر ماریا ریلکه، نامه‌هایی به شاعری جوان، ۱۴ می ۱۹۰۴

خب حالا نقل قولی راجع به عشق دارید که همراه معضلی است که سر راه عشق قرار خواهد گرفت. یکی از پیرنگ‌های راحتتر این است که با این نقل قول و بشقاب پری از عشق شروع کنید درحالی که عشاق هنوز دقیق معنای نقل قول را متوجه نیستند. حالا جدا کرده، مخلوط کنید، قاچ کنید و با چاشنی‌ها دم بکشید… تا یاد بگیرند! و آنها را به هم برسانید، عاقل‌تر و قوی‌تر با عشقی سرشار. 

به دلخواه موضوع را گسترش دهید. برای مثال اگر زوجی بزرگسال دارید، آیا زوج ازدواج کرده‌ی مسنی هستند (بله در آن سن هم عشق پیش می‌آید…) یا دو نفر که برای اولین بار یکدیگر را در بار کوچکی می‌بینند؟ دو شخصیت را به انسانهای کاملی پرورش دهید که واقعا رابطه‌ای دارند. (اولین قرارشان کجا رفتند؟ چه شد؟ و غیره.)

صحنه‌ای را که می‌‌خواهید در آن محبت آنها به هم را نشان دهید انتخاب کنید. می‌تواند عروسیشان باشد، یا قدم زدنشان در باغ وحش و بادام زمینی دادنشان به شامپانزه‌ها و خندیدن به میز‌هایی که پشتشان اتوبوس اتوبوس بچه در حال صرف ناهارند. 

وقوع فاجعه را طرح‌ریزی کنید. کاری کنید که درد و شگفتی این جدایی را حس کنیم. 

و سپس تقلا را نشانمان دهید. اولین تلاش برای فائق آمدن بر شرایط، و شکست در پی‌اش. عزم دوباره، عدم تسلیم، شب‌های سیاه ترس و گریه… اشکمان را در‌آورید! 

در آخر وقتی به نظر می‌آید هیچ امیدی به پیروزی نیست، آن بادام‌زمینی در جیب مانده همان چیزی است که برای سنگین کردن کفه‌ی ترازو به نفعمان لازم است! یا شاید نیست؟ 

انتخاب با شماست که می‌خواهید وجه خنده‌داری به قضیه بدهید (دو مرد پیر کثیف که تازه یاد می‌گیرند با هم کثیف بودن بهتر از تنها کثیف بودن است؟) یا عاشقانه (عشق جوانی، عشق شیرینی…آه، چه معصومیتی) یا جدی (عشق، تغییر دادن جهان، ولی به چه بهایی؟).

شاید خوب باشد فکر کنید که چه پاسخی به سوالهای زیر خواهید داد. این ها را از پیشنهادات بری لانگ‌یر در کارگاه نویسنده‌ی علمی‌تخیلی قرض کرده‌ام: 

پس‌زمینه: 

  • کجاییم؟ (مکان)
  • چه کسی دخیل است؟ (شخصیت‌ها، قوت‌ها و ضعف‌ها)
  • کجا می‌روند؟ (اهداف و مقاصد)
  • چه چیزی جلویشان را می‌گیرد؟ (مانع یا موانع)
  • چه کاری در برابرش می‌کنند؟ (برنامه‌هایی که برای رفع موانع چیده می‌شود)

داستان

  • چه طعمه‌ای برای جذب کردن و گرفتن مخاطب استفاده می‌کنم؟ (شروع کجاست؟) چه سوال روایی برای مخاطب مطرح می‌کنم؟ 
  • چه پس‌زمینه‌ای نیاز است؟ (کجاهای پس‌زمینه لازم است پر شوند؟)
  • چه پیشروی‌ای می‌خواهم؟ (صحنه‌ها)
  • نقطه‌ اوج چیست؟ 

-کاراکتر چه تغییری می‌کند؟ (به ضعف‌ها غلبه می‌کند و غیره)

-گره پیرنگ چگونه گشوده می‌شود؟ (پیروزی بر مشکلات و رسیدن به اهداف)

-مخاطب به چه پاسخی برای سوال روایت می‌رسد؟ 

مرحله‌ی بعدی:

  • درباره‌ی چه مقصود، حکم اخلاقی یا موضوعی دارم می‌نویسم؟

برایمان داستان بنویسید! 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه