en
یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰

صفحه اصلی - مقاله و گفت گو - فیلمسازی زیر یوغِ جبرِ زمانه! / مشکلات اقتصادی چه تاثیری بر ذهنیت و عملکرد فیلمسازها و فیلم‌نامه‌نویس‌ها در سینمای کوتاه ما گذاشته است؟

۲۴ فریم – مصطفی خانی‌پور: هر فیلم کوتاهی برای اینکه از ایده‌ای ساده به طرحی سه خطی (لاگ‌لاین) و سپس به داستانی استاندارد و در ادامه فیلمنامه و اجرای آن فیلمنامه برسد، اتفاقات بسیاری را پشت سر می‌گذارد. یک دسته فیلمسازانی هستند که مایل‌اند هر آن‌چه که به ذهن‌شان خطور می‌نماید را بر روی کاغذ آورند. زیرا این‌گونه تصور می‌نمایند که محدود نمودنِ دیجسیس، منجر به ناقص شدنِ داستان و در نتیجه داشتنِ فیلمنامه‌ای است که احتمالا با آن‌چه در سر می‌پرورانند فاصله‌ی زیادی دارد. دسته دیگر افرادی هستند که از محدودیت‌ها (مالی و تولیدی) استقبال نموده و سعی می‌کنند از موقعیت‌های پیش آمده در جهتِ خلقِ ایده‌های تازه و نو استفاده نمایند. این نگاه گاهی نیز منجر به خلقِ آثاری درخور و شایسته می‌شود. هر دو موضع را می‌توان از جوانبی تحلیل نمود. موضع نخست از حیث فرصت دادن به ذهن و تخیل و ایجاد جولانگاهی برای‌شان (با توجه به رعایت مواردی پایه‌ای در خلق یک اثر از قبیل اصولِ ابتدایی برای آفرینشِ داستانی استاندارد)، می‌تواند منجر به خلق آثاری فاخر و تماشایی شود و این استدلال را نمی‌توان نادرست دانست. اما از طرفی احتمال این‌که چنین رویکردی ما را با طرح و توطئه‌هایی فراگیر با گستردگیِ زمانی و مکانی روبرو سازد، کم نبوده و تا حدودی می‌تواند از قدرتِ خلاقیت در آن اثر بکاهد. این حرف بدان معنا نیست که رها نمودن تخیل منجر به نتیجه‌ای منفی خواهد شد، بلکه مُراد از آن دچار شدن به پیچ و خم‌هایی آزموده شده و احتمالا تکراری است که می‌تواند برای مخاطب خسته کننده و فاقد ابتکار باشد. از سوی دیگر استفاده از محدودیت‌های سینما برای دست‌یابی به اثری متفاوت، هر چند در به چالش کشاندنِ ذهن تأثیر دارد، اما مخاطب را با موقعیت‌های مشابه نه به لحاظ داستانی، بلکه از منظرِ مضمونی و البته محیطی روبرو ساخته و بذرِ نوعی بدبینی را در نگاه‌شان می‌کارد.

با کمی استقراء می‌توان فیلم‌های این دوره از جشنواره را در دسته‌بندیِ دوم قرار داد. فیلم‌هایی که داستان‌شان اغلب در فضاهایی انتقالی (که زمانی به عنوان یکی از المان‌های فیلم‌های نوآر محسوب می‌شد) روی می‌دهد و ما بیش از آن چیزی نمی‌بینیم. برای نمونه یکی از این موارد، فضای داخلِ اتومبیل است. کلیت داستان و یا بخش مهمی از آن درونِ یک اتومبیل رخ داده و یا اتومبیل و فضای داخلی‌اش سکانس‌های مهمی از فیلم را به خود اختصاص می‌دهند. در واقع شاید این سوال مطرح شود که آیا چنین تمهیداتی نادرست است یا خیر؟ آیا استفاده حداکثری از امکانات حداقلی رویکرد نادرستی است؟ پاسخ خیر است. اما نکته‌ای که باید بدان توجه کنیم عدمِ وجود متونی متناسب با ظرفیت‌های مذکور است. علاوه بر آن با وجودِ پذیرفتن گذار از دورانی مدرن به دورانی پست مدرن و درهم آمیزی ژانرها، می‌بایست برای مخاطبِ امروزی نیز این حق را متصور دانست که شاید مواجهه بیش از حد با دنیای مینیمالِ فیلمسازان، بعد از مدتی بتواند نشانه‌های به کار رفته درون‌شان را تکراری جلوه دهد و یا حتی بی‌ارزش نماید. البته باید به این نکته نیز اذعان داشت که نگرشِ ما به این امر نگرشی مصداقی نبوده و سعی داریم از منظری کلی، به ابهامِ موجود نظری بی‌اندازیم. حال با توجه به وضعیتِ موجود (وضعیت نامناسبِ اقتصادی و هزینه‌ی سرسام‌آورِ تولید یک فیلم کوتاه) آیا روی آوردن به چنین سینمایی یک انتخاب است؟ سینمایی که با جبرِ اقتصادی‌اش فیلمسازان را ناخودآگاه به سمت و سویی هدایت می‌نماید که شاید مسیرِشان نباشد! فیلمساز برای خلق اثرِ شخصی‌اش ناچار است بسیاری از المان‌های فیلمنامه‌اش را نادیده بگیرد، تا به متنی دست یابد که با توجه به جبرِ موجود قابلیت تولید داشته باشد. از سوی دیگر این‌که بخواهیم به امیدِ اتوپیایی افلاطون‌وار بنشینیم، بلکه شاید روزی با تغییری مناسب مواجه شویم نیز قطعا منجر به خانه‌نشینی و دور ماندنِ از جریان تولید شده که معضلاتِ خود را به همراه خواهد داشت. همین امر باعث می‌شود که در سال‌های اخیر و در آثارِ فیلمسازان به کرّات شاهدِ صحنه‌های داخلی درونِ ماشین، لوکیشن‌های عمومی، فضاهای بسته و محدود و … بوده و سعی در ارائه‌ی داستانی متفاوت از آن‌چه تاکنون شاهدش بوده‌ایم، باشیم. این آثار گاهی با شکست روبرو شده و در برخی موارد نیز به خلقِ آثاری انتزاعی و دور از ذهن می‌انجامند که برای فرار از نقد و سرزنش، برچسبی بهتر از تجربه‌گرایی برایش پیدا نمی‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه