en
یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۶۳: تاناکورا

۲۴ فریم – سرویس آموزش: شصت و سومین فیلمنامه از مجموعه فیلمنامه‌های منتخب سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه «تاناکورا» به نویسندگی و کارگردانی مشترک «حامد پری‌زاده»، «سید میثم حسنی» و «امیررضا رشتی» اختصاص یافته است. این فیلم کوتاه برنده‌ی تندیس بهترین فیلمنامه و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی از از شانزدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی دانشجویی نهال و همچنین منتخب دهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران، سی و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران، شانزدهمین دوره‌ی جشنواره‌ی Sedicicorto ایتالیا و بیست و پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کلکته هند بوده است.

ایده‌ی محوریِ «تاناکورا» کشمکشِ میانِ اصل و بدل، و دست دوم و عتیقه است؛ و «اصل بودن» چیزی است که در این فیلمنامه دغدغه‌ی اصلیِ شخصیت‌ها را می‌سازد. «آدم»، جوانِ بیست‌ساله‌ی عاشق فوتبالی که در یک فروشگاهِ «تاناکورا» کار می‌کند، همیشه در بازی‌های تیم خود کاورِ بازیکنِ ذخیره به تن می‌کند؛ اما در این فیلمنامه به او فرصت بازی و پوشیدنِ پیراهنِ اصلیِ تیم داده می‌شود. «نقره» که می‌خواهد عشقِ «آدم» باشد، معشوقِ شاهین است و گویی برایِ «آدم» دارای نقشی ثانویه و درجه دو است (مقایسه کنید با حالتی که نام او طلا می‌بود!)؛ او برای «آدم» امکاناتی مادی فراهم می‌کند و «آدم» حاضر است او را به راحتی فدای رسیدن به اهدافِ خود کند. هدفی که «آدم» در فیلمنامه‌ی «تاناکورا» دنبال می‌کند نیز خود بدل از یک هدفِ اصیل است. او در عدلِ لباس‌های فروشگاه تاناکورا یک پیراهنِ ورزشی با نام و شماره‌ی روبرتو باجو می‌بیند و تصمیم می‌گیرد که آن را به جایِ شیئی عتیقه، یعنی پیراهنِ اصلِ روبرتو باجو جا بزند و در یک سایت اینترنتی به مزایده بگذارد؛ اما خود در انتهای بازی‌ای که شروع کرده است، فریفته‌ی فریبِ خود می‌شود و باور می‌کند که پیراهن واقعاً پیراهنِ اصلِ روبرتو باجو است. به همین سبب است که «آدم» از ترسِ دزدیده شدن پیراهن در رختکن، آن را زیرِ پیراهنِ تیم‌اش بر تن می‌کند و با آن به زمینِ بازی می‌رود. در این‌جاست که کابوسِ او به حقیقت می‌پیوندد و ضربه‌ی سهمگینی به او وارد می‌شود، نه از «گاو»ی که در کابوس‌اش به او ضربه زده بود و نه مستقیماً از شاهین که «نقره» به او هشدارش را داده بود؛ بلکه از بازیکنِ قوی‌هیکلی که این باجوی قلابی را با شکاف عمیقی در سرش راهیِ بیمارستان می‌کند. و در آن‌جاست که رویای «آدم» و پیراهنِ باجو که از خونِ «آدم» رنگین شده است شکاف برمی‌دارد. این پیراهنِ خونینِ پاره‌شده با قیچیِ پرستار شاید پیراهنِ اصلِ روبرتو باجو نباشد، اما به زبانِ فصیحِ خون از اصلی صحبت می‌کند که بدل را به اصل، و دستِ دوم را به عتیقه تبدیل می‌کند.

«حامد پری‌زاده»، «سید میثم حسنی» و «امیررضا رشتی»، نویسندگان و کارگردانان اثر، در یادداشتی درباره‌ی مضمون مدنظرشان در فیلمنامه‌ی «تاناکورا» برای ۲۴ فریم چنین نوشته‌اند:

«تاناکورا» درباره‌ی ناکامی و از دست رفتن رویاهاست. ایده‌ی اولیه‌ی فیلم این بود که چه می‌شود اگر کسی که تمام زندگی‌اش (از ظاهر و موقعیت شغلی‌اش گرفته تا روابط و مناسبات زندگی‌اش) «دست‌دوم» و بنجل است، ناگهان با چیزی «ارجینال» و درجه‌یک در زندگی‌اش مواجه شود؟ پاسخ ما سه نفر به این پرسش این بود که محیط بخیل و حسودِ اطراف این آدم حتا این شانس که چیزی شبیه یک معجزه است را هم از او می‌گیرد. و این پاسخ تلخ و ناامیدکننده البته از تجربه‌ی زیستی هر سه‌ی ما می‌آمد. در نهایت نیز فیلم به کسی تقدیم شده که دوست مشترک ما سه نفر بوده است؛ کسی که سرنوشت‌اش بسیار شبیه قصه‌ی آدمِ فیلم‌ ماست. و البته بسیار تلخ‌تر. در فیلم نهایی اما نیت و هدف ما این نبود که اثری تاریک یا سیاه و عبوس بسازیم و این از ظاهر فیلم پیداست.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

فیلمنامه تاناکورا

آموزش: فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۶۳: تاناکورا

  1. شهرام گفت:

    سلام این فیلمو من دو بار دیدم خیلی جالب بود با بقیه فیلم هایی که تو اون جشنواره بود تفاوت داشت خوشم اومد دوست داشتم این فیلم بلند بود و زود تموم نمیشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه