en
یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۸۱: موج کوتاه

۲۴ فریم – سرویس آموزش: سرویس آموزش ۲۴ فریم، در هشتاد و یکمین عنوان از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» خود، امروز فیلمنامه‌ی «موج کوتاه»، نوشته‌ی «محمد اسماعیلی»، را تقدیم مخاطبان می‌کند. این فیلم کوتاه برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم تجربی از پانزدهمین جشنواره‌ی فیلم کوتاه «وست چستر» امریکا (۲۰۱۹)، جایزه‌ی بهترین فیلم‌برداری از پنجاه و یکمین جشنواره‌ی فیلم کوتاه «فوتوروما» ایتالیا (۲۰۱۹)، جایزه‌ی بهترین فیلم از ششمین جشنواره‌ی «دورهام» انگلیس (۲۰۱۹)، جایزه‌ی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی از دوازدهمین جشنواره‌ی فیلم‌های ایرانی سانفرانسیسکو، جایزه‌ی بهترین تدوین، بهترین صدا، نامزد دریافت جایزه‌ی بهترین طراحی صحنه از نهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران خانه‌ی سینما (۱۳۹۷)، جایزه‌ی بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی (سینما کتاب) و نامزد بهترین فیلم هنر و تجربه و بهترین صداگذاری از سی و پنجمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران (۱۳۹۷) بوده و در چندین جشنواره‌ی داخلی و خارجی نیز حضور داشته است.

فیلمنامه‌ی «موج کوتاه» درباره‌ی انعکاس است؛ با تمام نسبت‌های عینی و معکوسی که امرِ انعکاس‌یافته با اصل خود می‌سازد.
کارخانه‌ای شب‌کار و کارگرانی که مجبورند برای تجدید قوا برای کارِ شب، در طول روز استراحت‌ کنند. حضور تصویر جغد در جای‌جای شهر نیز خبر از همین شب‌فعالی می‌دهد که بر ساکنانِ این شهر تحمیل شده است. اما کار و دستگاه‌های فراهم‌کننده‌ی آن نه تنها زمان فعالیت، بلکه زمان استراحتِ این مردم/کارگران را نیز برای خود می‌خواهد. وضع استبدادزده‌ی این شهر در صدای خبیث بلندگویی بی‌محل منعکس است؛ بلندگویی که صدای‌اش به هیچ رو قصد ساکت شدن ندارد. اصرار بی‌انتهای این بلندگو برای سخن/صداپراکنی در نهایت بر تلاش‌های نافرجام کارگر نگون‌بختی که با هر خشونتی شده می‌خواهد حق استراحت خود را از بلندگوی پرگو/دیکتاتور باز پس گیرد چیره می‌شود. شکستنِ بلندگو به ضرباتی خشم‌آگین و نسنجیده تنها صدای ناخجسته‌ی آن را تکثیر می‌کند و بلندگو را قدرتمندتر می‌سازد. مثل شکستن آینه‌ای که خبر از جور زمانه و نشستن گرد و رد رنج بر سر و روی انسان می‌دهد؛ شکستنِ این آینه انعکاس رنج را در تعداد تکه‌های شکسته ضرب می‌کند‌.
شکسته‌ها خون‌خواهند و بلع و دفع‌شان دست و گلو می‌برد و تن را دوباره، و این‌بار عمیق‌تر، خانه‌ی جوری می‌کند که بر او رفته است تا ستم‌دیده در شکافنده‌ترین تناقضات ستم را فریاد زند.
فیلمنامه‌ی «موج کوتاه» با طرح این تناقض گامی فراتر از داستان کوتاه «ما نمی‌شنویم» غلامحسین ساعدی برمی‌دارد و بلندگو/بلندگو شدن را به مثابه آستانه‌ای برای رویارویی دیگرگونی با جور ارائه می‌کند و این پرسش را در ذهن می‌سازد که:
«بلندگوها برای که به صدا درمی‌آیند؟»

«محمد اسماعیلی»، نویسنده و کارگردان اثر، در یادداشتی برای ۲۴ فریم داستان ساخت فیلم «موج کوتاه» را چنین تعریف می‌کند:

سکانس اول: اولین بار که قصه‌ی «ما نمی‌شنویم» آقای ساعدی را خوندم، با تعجب تاریخ‌اش را چک کردم. باورم نمی‌شد! نزدیک نیم قرن از عمر این نوشته می‌گذشت، ولی همچنان تر و تازه بود و خواندنی!! همان‌جا تصمیم‌ام را برای ساخت فیلم گرفتم.

سکانس دوم: اردیبهشت سال 97، در حال و هوای جشنواره‌ی جهانی فجر، حسین قورچیان را در بالکن سینما چهارسو دیدم و در مورد داستان ساعدی با او صحبت کردم. یادم هست حسین از ایده‌ی اصلی خوش‌اش آمد و همان‌جا کلی در مورد ساخت یک زبان و لحن جدید برای کاراکتر بلندگو با هم حرف زدیم. همان گپ و گفت باعث شکل‌گیری فضای صوتی فیلم شد و به نوعی ساخت فیلم شروع شد.

سکانس سوم: سیامک احصایی (مدیر هنری پروژه) پیشنهاد استفاده از کارخانه‌های مخروبه را به ما داد. بعد از کلی گشتن، به کارخانه‌ی «سیمان شهر ری» رسیدیم. فضای سرد و خاکستری آن لوکیشن باعث شد که افسانه پلویی، طراح صحنه‌ی کارمان، تصمیم بگیرد یک سری لوازم و اکسسوری برای فیلم درست کند!! از همان تکه لوازم‌هایی که گوشه و کنار کارخانه افتاده بودند استفاده کرد و یک سری را هم خودش ساخت تا چیزی از فضای صحنه و معماری لوکیشن بیرون نزند. حتا برای فونت روزنامه‌های روی پنجره هم خطی را طراحی کرد که شبیه خط هیروگلیف شده بود و این نگاه افسانه بود که توانست آن کارخانه‌ی متروکه را به شهر قصه‌ی ما نزدیک کند.

سکانس چهارم: پدرام شریفی را فقط یک بار در جشنواره‌ی فیلم کوتاه تهران دیده بودم… موقعی که تصمیم به ساخت فیلم گرفتم، اولین و تنها گزینه‌ام پدرام بود… با او تلفنی تماس گرفتم و فیلمنامه را برای‌اش تلگرام کردم. یادم هست در کم‌تر از یک روز فیلمنامه را خواند و اوکی داد. پدرام واقعاً از جان و دل برای این کاراکتر مایه گذاشت. در سکانس بلعیدن تکه‌های آهن، به حدی واقعی عمل کرد که یادم هست یکی دو جا سرم را از روی مانیتور برگرداندم.

سکانس پنجم: یک کارگردان باید خیلی خوش‌شانس باشد که بتواند با فیلم‌بردار باتجربه‌اش از لحاظ بصری و فکری به تعامل برسد. آن‌قدر این تعامل و هم‌سویی در این کار زیاد بود که خیلی‌ها بعد از دیدن فیلم می‌گفتند که چه‌قدر تصاویر این فیلم به عکس‌های‌ات نزدیک شده‌اند!! و من این نزدیکی را مدیون تعامل و نگاه مجید گرجیان هستم.

سکانس ششم: رفاقت من و مجتبی اسماعیل‌زاده کم کم دارد وارد دهه‌ی دوم می‌شود. بعد از فیلم اول‌ام (نیوزیف)، دیگر با هم کار نکردیم و بیش‌تر رفاقت کردیم. فردای روز فیلم‌برداری داشتم راش‌ها را آماده می‌کردم که شروع کنم راف کات بزنم که مجتبی زنگ زد. چند دقیقه‌ای با هم حرف زدیم و همان‌جا تصمیم گرفتم که این کار را بسپارم به مجتبی؛ تصمیمی که تا ابد بابت‌اش خوشحالم. مجتبی از راش‌های فیلمْ یک پانزده دقیقه‌ی درجه یک بیرون کشید.

سکانس هفتم: محمدرضا علیمردانی، صدا بازیگر فیلم، وقتی پشت تلفن سیناپس را شنید، اول فکر کرد با یک کار انیمیشن طرف است. بعد از دیدن فیلم، خیلی با آن ارتباط خوبی گرفت و چندین جلسه گذاشتیم تا بتوانیم به لحن و رنگ صدای بلندگو نزدیک بشویم، اما نمی‌توانستیم در جلسات‌مان به لحن قطعی برسیم. محمدرضا پیشنهاد داد مثل دوبله با این موضوع برخورد کنیم. یعنی فیلم را پخش کنیم و محمدرضا روی آن حرف بزند. باورنکردنی بود!! وقتی فیلم را پخش کردیم، محمدرضا داشت به جای یک دیکتاتور با یک زبان ناشناخته و نامعلوم حرف می‌زد!!

سکانس هشتم: اولین فیلم‌ام را، برای رسیدن به کنتراست و تکسچر دلخواه‌ام، خودم در فوتوشاپ به صورت فریم به فریم اصلاح رنگ کردم. از آن کارهایی که خیلی سخت بود، ولی به نتیجه‌ی نهایی می‌ارزید. تا این‌که با دنیای رنگ‌های بی‌انتهای نیما دبیرزاده آشنا شدم. اصلاح رنگ کردن با نیما مثل یک سفر علمی- خیالی می‌ماند؛ انگار وارد تونلی رنگی می‌شوی و از همه جا جدا می‌شوی. یادم نیست چه‌قدر زمان برای اصلاح رنگ این فیلم گذاشتیم، ولی خوب یادم هست حال خیلی خوبی داشتیم. از آن تجربه‌هایی که بعد از گرفتن خروجی نهایی هم باز هم دوست داری آن حال را تجربه کنی.

سکانس آخر:
این فیلم معنی واقعی کار گروهی بود. تک تک بچه‌ها، از گریم تا تولید و … ، هر کدام نقشی مهم در ساخت «موج کوتاه» داشتند و بدون آن‌ها این فیلم این‌گونه نمی‌شد.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه