en
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - فیلمنامه‌های منتخب فیلم کوتاه – ۸۶: ملاقات

۲۴ فریم – سرویس آموزش: هشتاد و ششمین فیلمنامه از مجموعه «فیلمنامه‌های منتخب» سرویس آموزش ۲۴ فریم به فیلمنامه‌ی «ملاقات» نوشته‌ی «آریان گلصورت» اختصاص یافته است. این فیلم کوتاه منتخب شانزدهمین دوره‌ی جشنواره نهال، سی و دومین دوره‌ی جشنواره خیرونای اسپانیا و یازدهمین دوره‌ی جشنواره ماکائو بوده است.

فیلمنامه‌ی «ملاقات» درباره‌ی «قصد» است؛ چیزها و کارهایی که شخصیت‌ها و حتا اشیاءِ موجود در فیلمنامه به آن‌ها «التفات» کرده و یا در پی انجام آن‌ها هستند. قصد خودکشی مرد در صورت ناکامی در رسیدن به مقصودی مطلوب، قصد مرد برای ایجاد ارتباط با زنی که از مدت‌ها پیش مورد توجه و علاقه‌‌ی او بوده است، قصد زن برای ارتباط نگرفتن با مرد، قصد سپردن کارهای پس از خودکشی به «مراد» باغبان و…
اما این «قصد»ها و «مقصود»ها مدام جابه‌جا و آشفته می‌شوند و مطابق خواست و برنامه حادث نمی‌شوند. «قصد» و اقدام به خودکشی با پیام صوتی زن و ابراز تمایل او برای برقراری ارتباط با مرد منتفی می‌شود. «قصد» و برنامه‌های مراد برای استفاده از ملک مرد پس از مرگ او با پشیمان شدن مرد از خودکشی درهم‌شکسته می‌شود. «قصد» خودکشی (ِمرد) جای خود را به «قصد» قتل (مراد مرد را و مرد مراد را) می‌دهد. وصیت‌نامه کارکردی را که می‌توانست داشته باشد (کمک به مراد و سلب مسئولیت کشته شدن مرد از او) از دست داده، به ابزاری در دست مراد برای بهره‌مندی از ملک مرد و خودکشی جلوه دادن قتل او بدل می‌شود؛ و حتا از این وضعیت هم گذشته، در دستان زن کارکرد متنی جذاب و خواندنی را پیدا می‌کند. تفنگ مطابق انتظار عمل نکرده، به موقع «قصد» شلیک ندارد و وقتی شلیک می‌کند به زن، که در ابتدا نه «مقصود» خودکشی بود و نه قتل، شلیک می‌کند و جان او را می‌گیرد‌. هیچ «قصد»ی در «ملاقات» به «مقصود» نمی‌رسد. مثل «قصد»ی که زن سر میز شام به آن اشاره می‌کند و درست و یا نادرست بودن آن را به پرسش می‌گیرد. مرد درست می‌گوید؛ آن‌ها هنوز کاری نکرده‌اند، آن‌ها فقط دارند شام می‌خورند.

«آریان گلصورت»، نویسنده و کارگردان «ملاقات»، درباره‌ی نحوه‌ی شکل‌گیری ایده‌ی فیلمنامه و رویکرد خود در روایت برای ۲۴ فریم چنین نوشته است:

در دورانی که به شدت تحت تأثیر کتاب «مواجهه با مرگ» از برایان مگی بودم، تصمیم گرفتم داستان پیرمردی به ته خط رسیده را روایت کنم که از شدت تنهایی به خودکشی فکر می‌کند. اما نگاه من به مرگ و هر مسئله‌ی اساسی دیگری، نگاهی شوخ‌طبعانه، هجوآمیز و کنایه‌آمیز است. همیشه دوست داشتم داستان‌هایی را به تصویر بکشم که در عین جدی و تراژیک بودن، کمیک، غیرقابل پیش‌بینی و طنز‌آمیز به نظر برسند. درست مانند خود زندگی. از طرفی همواره این جمله‌ی جان لنون را به خاطر دارم: «زندگی یعنی آن‌چه برای‌ات اتفاق می‌افتد، وقتی داری برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنی». دو فیلم دیگرم نیز به گونه‌ای درباره همین جمله بودند. اما در قالب داستان‌ها و شخصیت‌های متفاوت. در نهایت، غرق شدن در کتاب برایان مگی و ایمان به جمله‌ی جان لنون من را به سمت نوشتن داستان این فیلم هدایت کردند؛ فیلمی که تنها در دو روز ساخته‌ام و پس از آن به شدت احساس رهایی و شادی کردم.

دریافت فایل PDF فیلمنامه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه