en
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰

صفحه اصلی - نقد - نقد فیلم‌های سومین دوره جشنواره فیلم‌های بی‌کلام گلوب – ۲: «یک باغ تنها» و «ماه اسیر، مار قرمز، سینی نقره‌ای»

۲۴ فریم – علی فیضی: نقد فیلم‌های سومین دوره جشنواره فیلم‌های بی‌کلام گلوب – ۲: «یک باغ تنها» و «ماه اسیر، مار قرمز، سینی نقره‌ای»

آنچه گذشت…

نقد فیلم (یک باغ تنها)

آنچه قرار است در مستند (یک باغ تنها) ببینیم، داستان یک باغ در شهر ریودوژانیرو است و اصل تمرکز روایی در فیلم هم بر قیاس گذشته و حال است. شاید حین تماشای فیلم، مخاطب از خود بپرسد فیلمی که به ظاهر در باره تاریخچه یک باغ و معرفی جاذبه‌های گذشته و فعلی این باغ است چه نوع ارزش سینمایی و هنری دارد و اساسا چرا باید بعنوان یک اثر هنری به نظاره این فیلم بنشیند. آنچه این مستند را از تبدیل شدن به یک کلیپ تبلیغاتی تلویزیونی بازمی‌دارد‌‌، تکیه به چند الگوی فرمال و رعایت سه اصل است. اصل اول لایه بندی زمان است. حضور گذشته در حال و حال در گذشته و اهمیت زمان طی شده و آنچه بر باغ مورد نظر گذشته تا به باغِ فعلی بدل شده است مهم ترین حرف فیلم و اصلی ترین قاعده ای بوده که در فیلم بخوبی روایت شده است. آرشیو غنی فیلم از عکس‌ها و فیلم‌ها و حضور همزمان زمان حال در این آرشیو ها و یا حضور بخشی از این گذشته در نماهای مربوط به زمان حال در فیلم که تدریجا بدل به یک الگوی فرمال جذاب و خوب هم میشود از نکات برجسته (یک باغ تنها) است.

اصل دوم، رعایت تقدم بیان بر محتواست. در این فیلم شکل بیانی با رعایت چند الگوی فرمال دیگر قوت میگیرد و موجب میشود به لحاظ هنری واجد ارزش تلقی گردد. استفاده از افکت‌های صوتی که بدون اغراق می توان ادعا کرد بیش از نیمی از اثر گذاری این فیلم بواسطه صداگذاری قوی و جذابش است و این صداها الگوهایی خلق میکنند که هرگاه به گذشته نقب زده میشود فضایی خاص و هر گاه داستان در حال میگذرد فضای متفاوت دیگری را بوجود می‌آورد. تکنیک های تصویری چون فتومونتاژ، تحرک در عکس، دیزالو و… هم بیان فیلم را در گفتن حرفی که قرار است زده شود، قوی تر میکنند.

اصل سوم و آخر، نگاه ویژه کارگردان اثر است. به سادگی برای مرز کشیدن میان یک اثر مستند سینمایی و یک کلیپ تلبیغاتی تلویزیونی میتوان به همین اصل ساده اشاره کرد. شکل فیلمبرداری از باغ در زمان حال و آرشیوهای انتخاب شده از گذشته این مکان صرفا بر اساس نگاه ویژه فیلمساز به این باغ و محتوایی است که قرار است در ظرف  فیلم (یک باغ تنها) ریخته شود. نماهای کنونی حس غربت و نوستالژی را به ذهن متبادر میکنند، عناصر ساده‌ای چون برگ‌های پاییزی، در قاب گرفتن پل خالی یا پنجره‌های ساختمان از زاویه‌هایی که تنهایی و خاطرات را تداعی میکنند و حتی از همه مهمتر، حضور کم رنگ باغ در شهر و حس کنارافتادگی این باغ در نقشه و حتی از نماهای هوایی هم در خدمت اصل سوم هستند. در کنار اینها، پیدا کردن و انتخاب کردن آرشیوهایی که اوج شلوغی و توجه مردم شهر ریودوژانیرو را به این باغ نشان می دهند و فیلم توانسته بواسطه این آرشیو تاریخ باغ را مختصر و مفید تعریف کند، امتیاز ویژه ای برای این فیلم است.

فیلم (یک باغ تنها) اثری سهل و ممتنع است، ارزش های هنری متمایز کننده ای دارد و اگر مخاطبی با حوصله و علاقمند به سینمای مستند پایش بنشیند، اثر متبوعی میتواند برایش باشد.

 

سه پرده از زنان تاریخ سینما

نقد فیلم (ماه اسیر، مار قرمز، سینی نقره ای)

فیلم اکسپریمنتال (ماه اسیر، مار قرمز، سینی نقره ای) محصول کشور اسپانیا که البته نام اصلی‌اش بدون ویرگول گذاشته شده و در این نوشتار برای خوانش راحت‌تر عنوان فیلم، بین هر کدام از ترکیبات اسمی یک ویرگول قرار گرفته است، در سه قاب بر پرده روایت می شود. بصورت کلی می توان تمرکز فیلم را بر دو چیز دانست، یکی تجربه فرمال و دیگری ارائه تصاویر خاصی از زنان فیلم‌های کلاسیک سینما.

تجربه فرمال فیلم از چند جنبه قابل بررسی است، تصاویر آرشیوی را از فیلم‌های کلاسیک سینمایی شاهد هستیم که گاهی بصورت تقابلی عمل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و یک قاب در محاق دوتای کناری‌اش قرار گرفته و گاهی نیز بصورت ظاهرا بی ربط سه تصویر متفاوت کنار یکدیگر چسبانده می‌شود. هنگامیکه فیلم آغاز می‌شود دستهایی خونی را میبینیم که بر صفحه چنگ میزنند و سپس تصویر زنان بر بک‌گراند نقش می‌بندد و از همان ابتدای فیلم کدهای مفهومی و عناصر فرمال شکل میگیرند. بجز تقسیم بندی قاب به سه پرده، تصاویر در سه سطح پیش زمینه، زمینه و پس زمینه هم ایجاد می‌شوند که رعایت ریتم در این شکل فرمال و دور نشدن از مفاهیم مورد نظر کار سختی است و بنظر می رسد (ماه اسیر…) از پس این مهم برآمده است.البته در بعضی جاها که از عناصر گرافیکی استفاده شده و این عناصر هم در تکراری‌ترین شکل و حالت‌شان بکار رفتهاند، تاثیر متبوعی در شکل فیلم ندارند، برای مثال می‌توان به نماهایی از فیلم شاره کرد که آدمک‌هایی بصورت گرافیکی در لایه فورگراند تصاویر در حال رقص هستند که تمام این آدمک‌ها جدای از این که تنوع فرمی ندارند در تقابل با فضای فیلم کاربرد خاصی ندارند و از عناصر اضافی فیلم محسوب می‌شوند.

محتوایی که از فیلم برداشت می‌شود را می‌توان حول مفهوم ترس و همچنین خشونت علیه زنان دانست. ترکیب صورت‌های ترسیده و ناتوان زنان در تقابل با عناصری نظیر خون، قیچی و چاقو، مردهای چشم بسته، دستی که با اشاره انگشتش زنی را داخل قاب سینمایی به تحرک وا‌‌میدارد، رنگ سرخ، ماه، چشم و نگاه و از همه مهم‌تر زنان بی صورتی که جای صورت‌شان را صفحات نقره گرفته است، همه و همه برداشت مفاهیم مذکور را از اثر تقویت می‌کنند.

فیلم (ماه اسیر، مار قرمز، سینی نقره ای) از جهت بازی‌های فرمی با قابها و لایه‌ها، بکارگیری موسیقی مناسب و البته خلق ریتمی زنده و پویا، انتخاب تصاویر آرشیوی و چینش مناسب آنها فیلم نسبتا خوبی محسوب میشود اما از جهت محتوای قابل برداشت نکته جدیدی ابدا در خود ندارد و در سطح تکرار و کلیشه باقی میماند.

 

۲۴ فریم – علی فیضی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه