en
سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

صفحه اصلی - نقد - داستانی - نقد فیلم‌های کوتاه اکران تابستان – ۱: سکوت (فرنوش صمدی و علی عسگری) / انفعال غیردراماتیک

سرویس نقد ۲۴ فریم – علی اکبر رنجبر: مهاجرت یکی از مهمترین معضلات جهان امروز به شمار می­رود که در آن افراد با پشت سر گذاشتن بسیاری از تعلقاتشان و به امید داشتن زندگی و رفاهی بهتر، به کشوری دیگر می­روند. در سال­های اخیر فیلم­های کوتاه و بلند بسیاری با پرداخت به این موضوع سعی کرده­‌اند هر کدام به جنبه‌­هایی از این پدیده بپردازند که فیلم کوتاه سکوت از جمله یکی از آنها است. نوشتن در مورد فیلمی همچون سکوت، کار چندان ساده‌­ای نیست. درست همان گونه که شنیدن خبر بیماریِ سخت مادر، توسط دخترکی نوجوان رویدادی سخت به شمار می­رود که کم و کیفش می­تواند بسیار درگیر کننده باشد. اما آیا در فیلم سکوت، فرنوش صمدی و علی عسگری در رسیدن به تاثیرگذاری مد نظرشان موفق بوده‌اند؟ آیا از وقتی که گره اصلی داستان با اعلام خبر بیماری مادر به دختر نوجوانش مطرح می­شود، تا زمانی که هر دوی آنها روی نیمکت بیمارستان همدیگر را در آغوش می­گیرند و فیلم به پایان می­رسد، انتظاری که از تعلیق به وجود آمده می­رود، برآورده می­شود یا نه؟ اصلا آیا فیلم چیزی فراتر از لاگ لاین تک خطی­‌اش است؟ و از همه مهمتر در مقام قیاس با آثاری شبیه خودش، که خط داستانی ساده‌­ای دارند، در چه جایگاهی قرار می­گیرد؟

قبل از پرداختن به سوالات بالا شاید بد نباشد که به دلیلِ سخت بودنِ فرایند نوشتن در مورد فیلم­‌هایی همچون سکوت اشاره­ای کنم. فیلم­هایی به شدت موفق در جشنواره­‌های ریز و درشت بین المللی که در نگاه اول تنها آدم را محکوم به پذیرش و حتی خود سانسوری می‌کنند که نکند یک وقت ارائه­ نگاهی نقدانه نسبت به فیلمی که تاکنون توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است، به نوعی بی­‌هنری و یا حتی حسادت نقادانه تعبیر شود. بزرگترین مزیت اکران فیلم­های کوتاه برای مخاطبان جدی سینما آن است که با دیدن چند باره­ آن‌ها می­توانند نگاهی بی‌طرفانه‌­تر به کم و کیف آثار گوناگون داشته باشند و از این طریق به شکل‌گیری فرایند نقد فیلم کوتاه که تا قبل از این به دلیل عدم اکران عمومی چندان محلی از اعراب نداشت، کمک بسیاری کنند.

و اما سکوت. سکوت با نمایی معرف آغاز می­شود که تنوع نژادی موجود در آن، مهمترین اطلاعاتی است که در همان ابتدا به مخاطب انتقال داده می‌شود. طرح گستردگی امر مهاجرت از نژادها و کشورهای گوناگون. فاطمیا به همراه مادر محجبه­‌اش در میان مراجعه کنندگان دیگر در بیمارستان دیده می­شوند. دکتر پس از معاینه‌­ای ساده به بیماری خطرناک و در حال گسترش مادر پی می­برد اما برای انتقال این موضوع به او، با مانع تفاوت در درک زبان مواجه می­شود. طبق انتظار با نبود چند روزه کسانی که در بیمارستان زبان کُردی بلدند، فاطیما تنها کسی است که می‌تواند این موضوع را به مادرش اطلاع دهد. قرار گرفتن او بر سر دوراهی انتخاب، آغازگر تعلیقی است که مخاطب با آن مواجه می­شود. انتخاب و تعلیق دو اصل اساسی مهم در پیش برد موفق یک درام به شمار می­روند. انتخاب مسبب شخصیت­ پردازی و تعلیق حاصل تفاوت در میزان اطلاعاتی است که راوی به مخاطبان تقال می‌دهد و با دادن همدلی به او همراهی و همذات­‌پنداری‌­اش‌ را با کارکترهای فیلم خلق می­کند. بیشتر بودن اطلاعات مخاطب و کارکتر اصلی فیلم (فاطیما) نسبت به مادر، تعلیقی را می­سازد که چگونگی حل و فصل و مواجه کارکتر اصلی با آن مهمترین سوالی است که مخاطب ادامه فیلم را برای رسیدن به آن دنبال می‌کند. چه خواهد شد؟ واکنش فاطیما در برابر این رویداد چه خواهد بود؟

سکوت، انتخاب اصلی دخترک در برابر انتقال اطلاعاتی است که باید به مادرش گفته شود. انتظار انتقال حرفی چنین دردناک، چیزی است که شاید بیش از توان و ظرفیت دختری در آن سن و سال باشد. دختری که به جای کودکی کردن، احتمالا به گون‌ه­ای ناخواسته درگیر مناسباتی شده است که مقتضیاتش متفاوت با ظرفیت‌­های اوست و به نشانه اعتراض سکوت می‌کند. احتمالا این مهمترین نقدی است که سازندگان سکوت در تلاش بوده‌­اند تا آن را به مخاطب انتقال دهند، اما چرا این اتفاق با آن تاثیرگذاری مد انتظار صورت نمی‌گیرد؟

مهمترین دلیلش بی شک انفعالی است که در کارکتر فاطیما، چه در فیلمنامه و چه در اجرا دیده می‌شود. حل و فصل نهایی موضوع توسط شخص دیگری که به یکباره وارد داستان می­شود، باری سنگین از روی دوش او بر می­دارد که به قیمت از دست رفتن تمام همذات­‌پنداری ممکن با چالشی می‌شود که گره اصلی داستان، انتظار درگیر شدن کارکتر اصلی با آن را به وجود آورده بود. صرف تنها شدن با کارکتر اصلی به معنای درک و همراه شدن با عمق دردهایی که بر وجود او سنگینی می‌کند نیست. قابلیت بازیگران در انتقال احساس­‌هایی که آن‌ها را درگیر کرده، خصوصا در فیلمی که لحظات مهمش کاملا در سکوت می‌گذرد، بسیار حیاتی است. ضعف در اجرای پستی و بلندی­‌هایی که کارکتر فاطیما می­طلبد، یکی دیگر از دلایلی است که سطح همراهی مخاطب با کلیت داستان را به حداقل تقلیل می­دهد. تظاهر به ناراحتی بیشتر از حس واقعی ناراحتی از موقعیت سختی است که فاطیما را در درگیر کرده است.

اما در مقام قیاس می­توان به فیلم کوتاه حیوان ساخته برادران ارک اشاره کرد. تاکید بر مضمون مهاجرت شاید مهمترین ویژگی مشترک بین این دو فیلم به شمار برود، اما انتقال احساس و معنا در لحظات سکوت، چیزی است که در نهایت به تاثیرگذاری به شدت متفاوتی در این دو فیلم ختم می­شود. بی شک مهمترین تفاوت این دو فیلم را می‌توان به پایان­‌بندی کاملا متفاوتشان نسبت داد. در حیوان غافلگیری ِبه شدت تاثیرگذار پایانی (هر چند متاثر از فیلم خرس ساخته نش ادگرتون) نتیجه­ منطقیِ همه آن چیزی است که سازندگان اثر در نیمه ابتدایی و میانی فیلم به مخاطبان داده بودند. کارکتر فیلم دست به انتخاب می‌زند، برای رسیدن به آن تلاش می­کند و سرانجام در نتیجه‌­ای کاملا اگزیستانسیالیسم گونه با مرگی مواجه می‌شود که تنها امکان موجود برای موجودی است که او در طول مسیر به آن بدل شده است. در مقابل مهربان بودن سازندگان سکوت با کارکتر اصلیشان دلیلی است که چالش‌­های همراه کننده مخاطب با داستان را از بین می­برد. در مثالی معروف آمده که مخاطبان شروع و میانه ضعیف و حتی همراه با تصادف را از تو می‌پذیرند، اما هیچ بخششی در خصوص پایان برای هیچ کس قائل نیستند. پایان ِسکوت نه در راهرو بیمارستان، که درست در همان جایی اتفاق می‌افتد که پس از طرح گره اصلی، سازندگانش هیچ ایده‌­ای برای پیش برد و به سرانجام رساندن چالش به وجود آمده را ندارند. ضعف­های فیلمنامه در کنار ناتوانی بازیگر اصلی فیلم، چیزی است که باعث می­شود خوبی کار صمدی و عسگری در انتخاب جای درست دوربین و اتمسفر سرد و بی روح فیلم کمتر دیده شود. انتخاب سکوت، انفعالی به فاطیما تزریق می­کند که تمام امکانات ممکن درام را از بین می­برد. چیزی که حتی در فیلم­های بلندی همچون امروز ساخته رضا میرکریمی هم به خوبی دیده می­‌شود. به نظر می­رسد سکوت ِکارکترهای اصلی این فیلم­ها به اشتباه به معنای کاری نکردن تعبیر شده است. اما مگر ما در طول تاریخ سینمای فیلم کوتاه‌مان کارکتری ساکت­تر و در عین حال کنش پذیرتر از مرد بی نام و نشان فیلم حیوان داریم؟ مگر جز این است که تمام وجوه ترسناک مریم ِ(سونیا سنجری) فیلم کوتاه روتوش در سکوت شکل می­گیرد و سرانجام با تظاهری میخکوب کننده به بار می­‌نشیند؟ انفعال فاطیما در سطح درام با از بین رفتن امکان­های ِچالش برانگیز ِانتخابش رخ می­دهد و در سطح اجرا با ناتوانی بازیگرش، و سرانجام نتیجه­اش چیزی می­شود که علارغم ظرفیت­‌های بالقوه­ فیلم، چندان ماندگاری­ایی از خود باقی نمی‌گذارد.

مضمون مهاجرت آن هم با انتخاب مهاجران کُرد زبان چیزی است که احتمالا باید سهم زیادی از موفقیت‌های فیلم را به پای آن نوشت. هر چند در بطن آن نهایتا با بزرگترین چالشی که از زندگی مهاجران مواجه می­شویم، آن است که ندانستن زبان کشوری بیگانه می­تواند تاخیری چند دقیقه­‌ای در فهمیدن خبرهای ناگوار برای‌شان به وجود آورد.

۲۴ فریم – علی اکبر رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه