en
شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۱۰- شاه‌پیرنگ وسوسه

۲۴ فریم – سرویس آموزش: با مقاله‌ای که پیشِ رو دارید، مسیر انتشار مجموعه مطالب آموزشی «شاه‌پیرنگ‌ها» به نیمه می‌رسد. امیدواریم که تا به این‌جا این مقالات برای‌تان مفید بوده باشند و همچنان همراه این بخش از سرویس آموزش ۲۴ فریم باقی بمانید. در مقاله‌ی امروز، به دهمین شاه‌پیرنگ، یعنی «شاه‌پیرنگ وسوسه» خواهیم پرداخت.

در صفحه‌ی ۱۳۸ کتاب «بیست شاه‌پیرنگ»، توبایس می‌نویسد: «وسوسه شدن یعنی تحریک یا ترغیب شدن برای انجام کاری که یا خلاف عقل است، یا نادرست و یا غیراخلاقی.»

برای بعضی از شما باورش سخت است، ولی بعضی از ما گاهی جذب چیزهایی می‌شویم که احتمالاً بهتر باشد از آن‌ها دست بکشیم، چه مطلقاً غیرقانونی باشند یا صرفاً ناپسند… به هرحال، حقیقت این است، بعضی از ما وسوسه می‌شویم.

ساختار

فاز اول: ماهیت وسوسه را مشخص کنید و پروتاگونیست را در حال زیر بار آن رفتن نشان دهید. می‌شود مقاومت، توجیه و فرصت‌های متعددی برای انکار داشته باشیم…

(می‌توانی هر کاری بکنی، فقط در را باز نکن…)

فاز دوم: اثرات زیر بار رفتن را نشان دهید. انکار، دروغ و غیره همه بخشی از این مخمصه هستند و عواقب آن شدیدتر می‌شود. پروتاگونیست تلاش می‌کند چانه بزند اما هر چه بیشتر تقلا می‌کند عرصه بر او تنگ‌تر می‌شود.

(-کردی؟  -نه، نکردم، در واقع، نه….)

فاز سوم: بحران. پیامدها غیرقابل تحمل‌اند، درگیری بالا گرفته و عواقب سنگین‌ترند. آیا پروتاگونیست به تحمل رنج ادامه می‌دهد یا اعتراف می‌کند؟ بخشش در ازای توبه.

«شاه‌پیرنگ وسوسه آن قدری که محوریت روی شخصیت دارد روی کنش فیزیکی ندارد. پیرنگِ واکاوی انگیزه، نیازها و امیال ناگهانی‌ است. کنش در تاکید سیر بسط و پرورش شخصیت می‌آید و در نتیجه پیرنگی ذهنی است و نه بدنی.»

برای نوشتن پیرنگ وسوسه روی ماهیت «جرم»ی که شخصیت شما با آن وسوسه می‌شود فکر کنید. چه چیز به دست می‌آید، چه چیز از دست می‌رود و بهای تسلیم این وسوسه شدن چه خواهد بود؟

«تمرکز کل داستان‌تان بر وسوسه و بهای تسلیم به آن نباشد. تمرکز داستان را بر شخصیتی بگذارید که تسلیم وسوسه می‌شود. درگیری درونی برپاخاسته در کاراکتر را معین کنید. آیا احساس گناه می‌کند؟ اگر می‌کند، این احساس گناه چگونه در رفتار و کنش‌های شخصیت نمایان می‌شود؟ … وسوسه می‌تواند از طیف وسیعی از احساسات در کاراکتر شما پرده بردارد. شخصیتی خلق نکنید که  فقط توانایی ابراز یک نت احساسی را دارد. احتمالاً شخصیت شما دستخوش طیف گسترده‌ای از حالات احساسی شود. نتیجه‌ی تمام این پریشانی‌ها رسیدن به درکی از خودش خواهد بود. او به نتیجه‌ای درباره‌ی تسلیم وسوسه شدن خواهد رسید. این درس چه خواهد بود، و کاراکتر شما چگونه از نظر عقلی رشد کرده است؟…»

فهرست:

۱- انگیزه‌ها، نیازها و امیال ناگهانی فطری انسان که بنیان شاه‌پیرنگ وسوسه‌ی شما هستند کدامند؟
۲- تغییرات در اصول اخلاقی و تاثیرات تسلیم وسوسه شدن که مبنای این تغییرات است در داستان شما چیست؟ کاراکتر شما از نظر اخلاقی در ابتدا کجا ایستاده است و در نهایت به کجا می‌رسد، و درس‌هایی که راجع به وسوسه می‌‌آموزد چه هستند؟
۳- آشفتگی درونی پروتاگونیست از چه است؟ آن چیست که می‌داند باید انجام دهد، و به جای آن چه انجام می‌دهد؟ این درگیری درونی را چگونه نشان می‌دهید و چگونه در کنش‌های بیرونی نمایان می‌شود؟
۴- آیا اولین فاز دراماتیک داستان، ذات پروتاگونیست (و در صورت وجود آنتاگونیست، ذات او هم) را به روشنی مشخص می‌کند؟
۵- آیا داستان شما ماهیت وسوسه، اثرات آن روی پروتاگونیست و چالش‌هایی را که تصمیم پروتاگونیست ایجاد می‌کند، به روشنی مشخص می‌کند؟
۶- آیا پروتاگونیست شما به وضوح به وسوسه تن می‌دهد؟ آیا لذت کوتاه مدتی وجود دارد؟
۷- آیا پروتاگونیست تسلیم خود را توجیه می‌کند؟
۸- آیا پروتاگونیست کل قضیه را انکار می‌کند و حاضر به اقرار این که تسلیم وسوسه شده است نیست؟
۹- آیا دومین فاز دراماتیک داستان به وضوح اثرات تسلیم را بازتاب می‌دهد؟ آیا نشان می‌دهید که چگونه لذات کوتاه‌مدت تلخ می‌شوند و زیان‌های واقعی شروع به نمایان شدن می‌کنند؟ آیا روشن است که این تصمیمِ اشتباه بود؟
۱۰- آیا پروتاگونیست در تکاپوی یافتن راه‌هایی برای فرار از پذیرش مسئولیت و مجازات هست؟
۱۱- آیا تاثیرات منفی روی هم تلنبار شده، افزایش می‌یابند و هر چه بیشتر در ابعاد مختلف زندگی پروتاگونیست رخنه می‌کنند؟
۱۲- آیا سومین فاز درگیری‌های درونی را رفع می‌کند؟ جبران، مصالحه و بخشش رخ می‌دهد؟

وسوسه شدید که درباره‌ی وسوسه بنویسید؟ ماری که از درخت سیب بالا می‌رود را حس می‌کنید؟ نظرتان چیست از موارد یک تا شش داشته باشیم؟

۱- یافتن کیف پولی پر از پول. (کارت شناسایی داخلش هست یا نه؟ انتخاب با شماست.)
۲- یافتن یک جواهر.
۳- فرصتی برای نگاه انداختن به چیزی ممنوعه. (چه چیزی؟ فیلم مستهجن؟)
۴- فرصتی برای امتحان کردن میوه‌ی ممنوعه. (استریپ کلاب؟ قمار؟ انتخاب خودتان است.)
۵- فرصتی برای مخفیانه (و رذیلانه، با تاکید بر غرض‌ورزی) کار رقیب را خراب کردن.
۶- فرصت تقلب در امتحانی مهم. (در مدرسه و زندگی، با آزمون‌های بسیاری مواجه می‌شویم… چه کسی تعیین می‌کند کدام بخش‌ها آزمون هستند؟)

چند دقیقه وقت بگذارید، یک نفس عمیق بکشید و حداقل پنج طریق که این مورد می‌تواند یک وسوسه باشد را فهرست کنید. ده تا بهتر است اما تا جای ممکن به سرعت موارد نامطلوب را حذف کنید.

حالا کمی رویش فکر کرده، و دوباره از موارد یک تا شش انتخاب کنید:

۱- شهری در شرق کشور
۲- شهر حاشیه‌ای کوچکی در شرق
۳- شهری در غرب
۴- شهر کوچکی در غرب
۵- شهری در جنوب
۶- شهری کوچک در جنوب

(هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌پسندید؟ خب، می‌توانید زاغه، جاده فرعی، مزرعه، اسبوگادای سفلی یا هر مکان دلخواهی را انتخاب کنید.)

اینجا جایی است که پروتاگونیست بزرگ شده است. کمی وقت بگذارید که او را بکاوید، یک (یا پنج) حادثه‌ی کلیدی را که نهال کوچک ما را شکل داده است برجسته و مشخص کنید تا مطمئن شوید او را خوب می‌شناسید. زندگی او از ابتدا تا شروع داستان چگونه بوده است؟ در واقع، پیش‌داستانِ داستانی که می‌خواهید بنویسید چیست؟

حالا بیایید همه‌ی این ها را به هم پیوند دهیم. صحنه‌ای لازم داریم که در آن ماهیت وسوسه و دلایل چالش‌برانگیز بودنش برای پروتاگونیست را متوجه شویم. یکی دو صحنه نیاز داریم که در آن‌ها چالش‌ را شدیدتر می‌کنیم، دوگانگی اخلاقی زجرآور را تعریف می‌کنیم و وجدان مخاطب را به کار می‌گیریم… تا به نقطه اوج برسیم، جایی که می‌فهمیم… خب، چه می‌فهمیم؟

تاس بیندازید و انتخاب کنید:

۱- «همه‌ی آدمیان وسوسه می‌شوند. هیچ انسان زنده‌ای نیست که نتوان او را با وسوسه‌ی درستی که جای درست را هدف می‌گیرد، شکست.» هنری وارد بیچر
Henry Ward Beecher, Proverbs from Plymouth Pulpit (1887).

۲- «وقتی وسوسه‌ها یکنواخت در صف‌های متعدد رژه می‌روند، آدم صبر می‌کند تا رد شوند.» فرنک مور کولبی
Frank Moore Colby, “Some of the Difficulties of Frolicking”, The Colby Essays (1926), v.1.

۳- «هیچ وسوسه‌ای را نمی‌توان با ارزش مقصودش سنجید.» کولت
Colette, “Human Nature”, Earthly Paradise (1966), 4, ed. Robert Phelps.

۴- «چندین راه مقاومت علیه وسوسه وجود دارد اما مطمئن ترین آنها بزدلی است.» مارک تواین
Mark Twain, “Pudd’nhead Wilson’s New Calendar,” Following the Equator (1897), 1.36

۵- «ما با گناهانمان مجازات می‌شویم، نه برایشان.» اِلبرت هابارد
Elbert Hubbard, The Note Book (1927)

۶- «هر چیز ممنوعه جذبه‌ای دارد که آن‌ را به طرز غیرقابل وصفی خواستنی می‌کند.» مارک تواین
Mark Twain, Notebook (1935)

بفرمایید، یک نقل قول از فرهنگ جامع نقل قول‌ها اثر رودا تامس تریپ، مناسب تامل. روی کاراکترمان (چند نفر هم اضافه کنید، جبهه‌ی مخالفان، گروهی از تماشاچیان منفعل، کاراکترهایی طبق سلیقه‌ی خودتان)، و وسوسه (و چرا این وسوسه‌برانگیز است؟ یکی از فهرستتان انتخاب کنید و به آن بپردازید) فکر کنید و این که چگونه این نقل قول کوتاه می‌تواند سر و ته افسانه‌ی وسوسه‌‌برانگیزمان را با گره کوری به هم پیوند بزند.

داستان را بنویسید، بر اساس فهرست تصحیحش کنید، طبق استانداردهای‌تان ویرایشش کنید و کاری کنید تمام جزییات سیر این شخص به درون وسوسه را حس کنیم.

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه