en
جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - آموزش: نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۲- شاه‌پیرنگ ماجراجویی

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: در ادامه‌ی مجموعه مطالب مربوط به بحث شاه‌پیرنگ‌ها در فیلمنامه‌نویسی، بر مبنای نظریات رانلد بی. توبایس، پس از مقاله‌ی اول (جست‌وجو)، امروز و در دومین مطلب، به شاه‌پیرنگ «ماجراجویی» خواهیم پرداخت.

شاه‌پیرنگ شماره‌ی ۲: ماجراجویی

گمان می‌کنم بعضی از شما را با پیرنگ شماره‌ی یک، «جست‌وجو»، گمراه کرده باشم. فراموش کردم که تأکید کنم «جست‌وجو» پیرنگی شخصیت‌محور است؛ پیرنگی ذهن‌محور. در مقابل آن، محوریت شاه‌پیرنگ «ماجراجویی» در کنش است و بر جسم.

تفاوت این جاست که در جستجو ما شاهد فردی هستیم که مسیری را می پیماید؛ در ماجراجویی توجه ما بر خود مسیر است.

مسیری خطرناک، جدید، عجیب و غریب! گذری به ناشناخته‌ها زدن و نگاهی به پدیده‌های غافلگیرکننده یا نامعمول.

چارچوب پیرنگ:

۱- صحنه را بچینید و ماجراجو را به حرکت در بیاورید. به ماجراجوی «ممتنع» و ماجراجوی «مشتاق» فکر کنید. معمولاً در ابتدا، فرد از یکی از این دو شروع کرده و با گذشت زمان به دیگری بدل می‌شود.
۲- وقت سفر است. اتفاقات، مشکلات و هیجانات. فراموش نکنید که دلایل مبادرت قهرمان‌تان به سفری در سرزمین‌های ناشناخته فکرشده باشند.
۳- رسیدیم (به یک جایی). معمولاً پیوند‌های عاشقانه یا پاداش‌های دیگری هم برای رسیدن به نقطه‌ی پایانی وجود دارند.

شاید این‌گونه بهتر یادتان بماند: عزم فتح قله‌ی کوه؛ جاده‌های خاکی، سکندری‌ها و پرتگاه‌های مسیر؛ و منظره‌ی شکوهمند از فراز قله!

چک‌لیست:

۱- روی مسیر بیش‌تر از شخص تمرکز کنید.
۲- داستان راجع به تاخت و تازی در جهان است، در مکان‌های جدید و ناشناخته. اطمینان حاصل کنید که واقعاً جالب باشند.
۳- گنج «آن‌جا» است، نه در خانه. باید به دنبال‌اش برویم.
۴- لگد محکمی به قهرمان‌تان توسط چیزی یا کسی زده شود که ماجراجویی را آغاز کند.
۵- اطمینان حاصل کنید که بین پرده‌های فیلمنامه زنجیره‌های علت و معلولی وجود داشته باشند. مراقب ماجراجویی بیش از حد اپیزودیک و گسسته باشید.
۶- در این نوع پیرنگ، ممکن است قهرمان‌تان خیلی دگرگون نشود و با محیط به تعامل برسد.
۷- چاشنی‌ها را فراموش نکنید: عشق، تعلیق و غیره.

خب، وقت بازی است. برای انتخاب محیط یک تا شش را داشته باشید:

۱- یک آشپزخانه (رستوران ۴ ستاره؟ غذاخوری بین‌راهی؟ انتخاب با شماست.)
۲- پشت صحنه. (تئاتر برادوی؟ یا خیلی دور از برادوی، در گروه تئاتر دبیرستان کوچک خودمان؟ یکی را انتخاب کنید.)
۳- در یک پناه‌گاه. (پناه‌گاه بی‌خانمان‌ها؟ فرار از خانه؟ نوع پناه‌گاه را انتخاب کنید.)
۴- در آغوش خزپوش اشراف (خانه‌های افراد مشهور و پول‌دار، می‌دانید چه دسته‌ای را می‌گویم.)
۵- در یک خانه (خانواده که باشند و رگه‌های دیوانگی و نابهنجاری‌شان چه باشند با شماست. قدم‌هایی را که از دنیای عادی به قلب عجیب‌ترین شهرک یا محله ختم می‌شود شما باید بچینید. که می‌داند پشت پرده‌های پنجره چه می‌گذرد؟)
۶- یک مؤسسه (مدرسه، زندان، تیمارستان، صومعه یا هر جای دیگری به انتخاب شما.) [دستشویی‌ها را حذف کردم، اما اگر کسی بخواهد آسی رو کند، به نظرم دستشویی‌های مربوط به جنس مخالف از معماهای بزرگ فرهنگ آمریکا هستند. پشت مبل‌های دستشویی‌های زنانه چه دستگاه‌های ناشناخته‌ای کمین کرده‌اند؟ آن‌جا که پیشابگاه‌ها مزین دیوارها هستند چه عجایبی پاتوق کرده‌اند؟ و که می‌داند چه فاجعه‌ای رخ خواهد داد، اگر کسی خلاف علائم وارد شود؟]

حالا چارچوبی داریم که بفهمیم کجا می‌خواهیم برویم. وقت بگذارید و روی شخصیت(های) جهان‌تان فکر کنید. یادتان باشد که هدفْ کاوش در این دنیای جدید ناشناخته است، بی‌باکانه رفتن به جاهایی که ما جرأت نیم‌نگاهی به آن‌ها را هم نداریم.

توقف کنید و حداقل ۵ لحظه‌ی سرشار از شگفتی را در نظر بگیرید. (احساساتی شدن برای یک رنگین کمان، مزین به النگوهای نقره، پر از لذیذترین خامه‌ی هم‌زده. تصمیم با شماست که چه کیفیتی این لحظات، منظره‌ها، از کمددررفته‌ها و دیگر ریزه‌کاری‌های هیجان‌انگیز را واقعاً اسرارآمیز و لذت‌بخش می‌کند.) روی آن‌ها تأمل کنید، شیرینی هیجان‌شان را بچشید و از بین‌شان دو سه مورد را انتخاب کنید.

یک قدم به عقب بروید و برای انگیزه‌ی ماجراجویی از یک تا شش یکی را انتخاب کنید:

۱- برای کمک به یک دوست.
۲- برای بردن یک شرط‌بندی یا اثبات جرأت.
۳- چون کسی گفته بود: «نمی‌توانی!»
۴- تعقیب کسی (یا چیزی؟ سایه‌ی لرزان مرد کوچکی که آن‌جا نبود؟).
۵- تلفن را برداشتید (یا پیام را خواندید، زیرنویس را خواندید) و گفت برو…
۶- که از … دور شوید. (بابا؟ آن پسران دماغ‌عقابی؟ سگ دوی زندگی روزمره که تمامی ندارد…؟)

این هم دلیل قدم گذاشتن ما در مسیر شگفتی‌هاست. جالب است، نه؟ این که چه‌طور سنگ‌ریزه‌ای کوچک ریزش کوه ماجراجویی را آغاز کرد و شما را به قسمت هیجان‌انگیز جهان برد و سپس به…

لطفاً انتخاب کنید، نقطه‌ی پایان مسیر ما می‌تواند یکی از این شش مورد باشد

۱- یک آبکند؛ مجرایی دره‌مانند در منطقه‌ای بی‌آب و علف که از باران‌های شدید حفر شده است.
۲- یک دریاچه‌ی آتشفشانی؛ بستری از آب که در اثر انفجار و ریزش مرکز کوه آتشفشانی به وجود آمده است.
۳- یک باتلاق؛ زمینی کمابیش پوشیده از آب در ارتفاعات کم.
۴- در اعماق بکر و سرسبز جنگل
۵- یک استخر؛ جایی عمیق و ساکت از یک نهر، پهنه‌ی کوچکی از آب
۶- مصب رودخانه؛ جایی که رود به جزر و مد دریا برخورد می‌کند، پهنه‌ی دریا در دهانه‌ی رود.

خب، این جایی است که سفر ما به سرانجام می‌رسد. توجه کنید که لازم نیست یک مکان باشد، می‌تواند لایه‌ی نازکی از استعاره باشد که محیط مادی صحنه را در بر می‌گیرد. اما روی آن مکان طبیعی پایانی فکر کنید، آن جلوه‌ای از آرامش که چاشنی آخرین پرده‌ی قصه‌ی شما خواهد بود.

حالا که این نکات را دریافتید، شخصیت‌های‌تان را انتخاب کنید، از جای‌شان بیرون بکشید و در مسیرهای خارق‌العاده‌ی زندگی بگذارید و در آخر با مَجازی شکوه‌مند، استعاره‌هایی تکان‌دهنده و تشبیهی برای مکان که در ذهن خوانندگان پژواک کند راه را به پایان برسانید. وقت‌اش است که ماجراجویی را آغاز کنیم!

[یک جمله‌ی کوتاه برای شکستن زنجیرهایی که انگشت‌های‌مان را از رقص روی دکمه‌های کیبورد بازمی‌دارند؟ این چه‌طور است؟:

زیر نقاب کارناوال، قلب پیر جوانی می‌تپید که هنوز منتظر بود از جان مایه بگذارد.

این اقتباس خطی از نمایشنامه‌ی والتس توریادورها (۱۹۵۲) از ژان آنویی است که در کتاب نقل قول‌های آشنای بارتلت آمده است.
می‌توانید از این جمله استفاده کنید (یا به کل بی‌خیال‌اش شوید!). می‌تواند آغاز کار باشد، می‌تواند پایان کار باشد، یا این که اصلاً هیچ کاری نکند… خوش بگذرد!]

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه