en
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۳- شاه‌پیرنگ تعقیب و گریز

۲۴ فریم – کیانا نیکلایی: امروز مجموعه مطالب مربوط به بحث شاه‌پیرنگ‌ها در نگارش فیلمنامه را با سومین مورد ادامه خواهیم دید: «شاه‌پیرنگ تعقیب و گریز». پیش‌تر درباره‌ی شاه‌پیرنگ‌های «جست‌وجو» و «ماجراجویی» حرف زده بودیم و حالا از شما دعوت می‌کنیم که با سومین مطلب در این زمینه با ما همراه شوید.

توبایس در صفحه‌ی ۷۹ کتاب‌اش درباره‌ی این شاه‌پیرنگ چنین نوشته است: «شاه‌پیرنگ تعقیب و گریز نسخه‌ی ادبی قایم موشک است. … این شاه‌پیرنگ پیش‌فرضی بسیار ساده دارد: یک نفر در تعقیب فرد دیگری است. فقط به دو شخص نیاز دارید: تعقیب‌کننده و تعقیب‌شونده. از آن‌جایی که این شاه‌پیرنگ کنش‌محور محسوب می‌شود، خودِ تعقیب و گریز از افرادی که در آن نقش دارند مهم‌تر است.»

فاز اول: موقعیت را تعریف کنید. چه کسی فراری است و چه کسی به دنبال او می رود، و چرا؟ چه خطراتی در کار هست؟ حادثه‌ی محرک چیست؟

فاز دوم: هیجان تعقیب! پیچ و خم‌ها، تغییر مسیرها، تعویض نقش‌ها، شیرجه‌های نافرجام در دهان مرگ، دررفتن‌های دقیقه نودی… و این تازه اول ماجراست!

فاز سوم: گره‌گشایی. فراری به چنگ می‌آید یا می‌گریزد؟

قانون بی‌چون‌وچرای این شاه‌پیرنگ: حوصله‌ی مخاطب را سر نبرید!

تنش در لحظه‌ای به اوج خود می‌رسد که فرار ناممکن به نظر می‌آید. و بوم! باز هم دررفت… و تعقیب ادامه دارد…

تنگنا را فراموش نکنید: جای حرکت که محدود شود، افزایش تصاعدی تنش را خواهید دید.

فهرست:

۱- عمل تعقیب و گریز از افراد مهم‌تر است؛ پس روی آن تأکید کنید.
۲- مطمئن شوید که شخصیت فراری واقعاً در خطر گرفتار شدن باشد.
۳- به تعقیب‌کننده فرصت منصفانه‌ای برای گرفتن فراری بدهید، حتا بگذارید به دام بیندازدش… فقط برای یک لحظه.
۴- تحرک و کنش فیزیکی!
۵- حواس‌تان باشد که پیچ‌ها و شخصیت‌های داستان باید هیجان‌انگیز، مجذوب‌کننده و خاص باشند؛ خود پیرنگ که قطعاً نیست.
۶- شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را طوری ضد تیپ بپرورانید که راه را بر کلیشه‌ها ببندند.
۷- فضای تعقیب و گریز را تا جای ممکن تنگ و محدود در نظر بگیرید.
۸- در آغاز، اطمینان حاصل کنید که مخاطب قوانین اساسی این تعقیب و گریز، خطرات موجود در آن و حادثه‌ی محرکی که منجر به شروع‌اش شده است را می‌داند.

[البته بدیهی است، اما حسی به من می‌گوید که باید متذکر شوم: کایوتی و رودرانر مدت‌هاست در حال اجرای صحنه‌ی تعقیب و گریز هستند… میگ میگ!]

خب؟ همان‌طور که ممکن است حدس زده باشید، حالا می‌خواهیم به نوشتن بپردازیم. پس اسب‌های‌ات را زین کن، مسافر! و بیا که شروع کنیم.

اول از همه، بین یک تا شش یکی را انتخاب کنید:

۱- اسب
۲- قورباغه
۳- گربه
۴- مار
۵- میمون
۶- ماهی

قبل از این که جلوتر برویم، حیوان‌تان را در نظر بگیرید و روی‌اش تأمل کنید. نژادش چیست؟ چشم‌های‌اش چه رنگی‌اند؟ چند ساله است؟ به زندگی‌اش فکر کنید؛ چه چیزی او را از بقیه‌ی گله، مافیای مرداب، علاف‌های کوچه پشتی، آویزهای جنگل، بندباز‌های خوش‌مشرب یا جرگه‌ی شناگران متمایز می‌کند؟

و با در نظر داشتن این، حالا فکر کنید که روش حرکت و جابه‌جایی‌اش چیست؟ انگیزه‌های‌اش چه هستند؟ چه چیزی/کسی دنبال‌اش می‌کند؟ لیستی از حداقل پنج نکته راجع به نحوه‌ی نقل و انتقال این حیوان درست کنید.

دوم، لطفاً از یک تا شش انتخاب کنید:

۱- برای گرفتن جواب
۲- برای متوقف کردن یک جرم
۳- برای چیره شدن بر ترس‌ها
۴- برای دادن یک شیء به طرف مقابل
۵- برای جلوگیری از افشای جواب توسط طرف مقابل
۶- از روی عصبانیت

این‌ها، اگر که خودتان نتوانستید حدس بزنید، نمونه‌هایی از انگیزه‌ی تعقیب‌اند. دو شخصیت انتخاب کنید؛ تیپ، سن و دیگر خصوصیات‌شان با خودتان است، حتا اگر می‌خواهید می‌توانید بیش‌تر از دو شخصیت داشته باشید. اگر نمی‌توانید تصمیم بگیرید کدامْ کدام را تعقیب می‌کند، شیر یا خط بیندازید.

سپس انگیزه و محرک تعقیب و گریز را انتخاب کنید و کاملاً روی آن فکر کنید. چرا این عامل انگیزه‌ی تعقیب را ایجاد می‌کند؟ چه عناصری در آن دخیل هستند؟ چه نوع حادثه‌ای می‌تواند شخصیت‌ها و تعقیب و گریزشان را به روشنی و با سرعت معرفی کند؟

[من دوست دارم برای شخصیت فراری هم محرکی تعیین کنم. اما در واقع، میل به گریز همینی که کسی تعقیب را شروع کند خودبه‌خود ایجاد می‌شود. سطح آدرنالین که بالا برود و ترس وجود را فرا بگیرد، میل به دویدن هم همراه‌اش می‌آید. اما ممکن است همچنان بخواهید تعیین کنید که چرا فراری نمی‌ایستد… یا چه اتفاقی می‌افتد اگر توقف کند، بچرخد و …!]

بهتر است در این مرحله توقف کنید و کمی راجع به این تعقیب و گریز رویا بپرورانید. به حوادث میان راه فکر کنید؛ چه پیچ‌ها و لغزش‌هایی ممکن است روی دهند؟ به این فکر کنید که چگونه می‌خواهید مخاطبان را غافلگیر کنید که هنگام پایین افتادن اسکلت از سقف سرشان را بدزدند، یا موقع کمانه کردن گلوله‌های شات‌گان از روی آسفالت دیوانه‌وار از جا بپرند؟ (یک راه این است که فهرستی از حداقل پنج حادثه‌ی غافلگیرکننده تهیه کنید، یکی دو تا را دور بیندازید و روی برنده‌های واقعی تمرکز کنید. ترتیب را در نظر داشته باشید؛ اول از غافلگیری کوچکی شروع کنید، درگیری و خطرات را بالا ببرید، سپس چیزهای هیجان‌انگیز و اضطراب‌آور را مقداری افزایش دهید، عقب بکشید و بعد با سر وارد یک حادثه‌ی خطیر و سهمگین شوید.)

حالا کمی چاشنی از غرب وحشی قرض می‌گیریم که به تأملات شما رنگ و بوی خاصی ببخشد (بله، دوباره یک تا شش!):

۱- برلینگ: برلینگ/غلتاندن کنده‌ی درخت، حفظ تعادل روی کنده‌ی درخت شناور بر آب حین چرخاندن آن با پاها که به عنوان بازی، ورزش و کار توسط هیزم‌شکن‌هایی که رودخانه‌ران نام داشتند انجام می‌شد.
۲- داغ چیدن: چیدن مو/پشم یک حیوان که در طول زمستان بلند شده است به منظور بررسی دقیق داغ روی پوست‌اش.
۳- گوش‌گیری: پیچاندن یا گاز گرفتن گوش اسب برای این‌که ثابت بایستد؛ این اصطلاح به خصوص برای برانکوها (اسب‌های نیمه‌اهلی آمریکا) استفاده می‌شد. یک کابوی اسب را گوش‌گیری می‌کرد تا دیگری برای اولین سواری از آن زین‌اش کند. اسب‌هایی که زیاد گوش‌گیری شده‌اند و در نتیجه از آن بیزارند را گوش‌زخمی می‌خوانند.
۴- هیدالگو: در جنوب غربی آمریکا به زمین‌دارهای اسپانیایی‌تبار عموماً اشرافی گفته می‌شد. اصطلاح از اسپانیایی قرض گرفته شده و این تلفظ آمریکایی‌ها از آن است.
۵- ماکاماک: در گویش سرخ‌پوستان، چینوک به معنای غذا و غذا خوردن است. ماکاماک یا های ماکاماک (ماکاماک زیادی) لفظی تمسخرآمیز برای توصیف یک فرد مهم یا خودمهم‌پندار است.
۶- گاو نیایش‌گر: گاوی که در حال از جا برخاستن است. حیوان، در حالی که پاهای جلویی‌اش هنوز بر زمین‌اند، پشت خود را بلند می‌کند و برای لحظه‌ای به نظر می‌رسد زانو زده است.

[تعاریف از دیکشنری غرب وحشی وردزورث نوشته‌ی وینفرد بلِوینز گرفته شده‌اند.]

می‌توانید از این خرده‌ریزهای قرضی از غرب وحشی الهام بگیرید و هر طور دوست داشتید آن‌ها را در کارتان بگنجانید.

حیوان‌تان را در نظر بگیرید و به ما چیزی از آن نگویید، اما از مهارت‌های طبیعی او به عنوان پس‌زمینه‌ی تعقیب و گریز استفاده کنید. به انگیزه فکر کنید و فهرستی که بالا آورده شد را مرور کنید. و رنگ غرب وحشی بر تابلوی اثرتان زدن را از یاد نبرید!

خب، بریم سراغ نوشتن!

[جمله ای برای شروع لازم دارید؟ باشه، این را امتحان کنید:

 یک عمر اتفاق می‌تواند در بیست و چهار ساعت بیفتد، به خصوص در حال فرار.

عقب بروید و تعیین کنید کجا؟ کی؟ و چه کسی و چرا در حال فرار است؟]

آماده، دست‌ها روی کیبوردها و…. تایپ کنید!

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۳- شاه‌پیرنگ تعقیب و گریز

  1. آرش گفت:

    آقا این بخش واقعا عالیه، دمتون گرم… خیلی سایت فوق‌العاده‌ای دارین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه