en
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹

صفحه اصلی - آموزش - نگاهی به بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس: ۵- شاه‌پیرنگ فرار

۲۴ فریم – سرویس آموزش: مجموعه مقالات آموزشی سرویس آموزش ۲۴ فریم، با محوریت ویژگی‌های بیست شاه‌پیرنگ بر اساس نظریات رانلد بی. توبایس، امروز به پنجمین عنوان خود می‌رسد: «شاه‌پیرنگ فرار». اگر از این شماره با ما همراه شده‌اید، می‌توانید چهار مقاله‌ی قبلی این مجموعه را از این‌جا ببینید.

توبایس در صفحه‌ی ۹۳ کتاب‌اش درباره‌ی این شاه‌پیرنگ چنین نوشته است: «… پیرنگ فرار پیرنگی فیزیکی است و به همین دلیل نیروی‌اش بر ساز و کار اسارت و فرار تمرکز دارد… «فرار» در این پیرنگ به معنای واقعی آن به کار می‌رود: پروتاگونیست بر خلاف میل‌اش اسیر شده است و می‌خواهد بگریزد.»

این شاه‌پیرنگ به نوعی تصویر آینه‌ای عکسِ شاه‌پیرنگ نجات است؛ [در این‌جا،] به جای انتظار برای نجات داده شدن، قربانی قهرمان خودش است و خود را رها می‌سازد.

پیرنگ‌های فرار اغلب حول اسارت ناعادلانه می‌چرخند (بی‌گناهی که برای جرمی مرتکب‌نشده زندانی شده است؛ اسیران جنگی. به نظر می‌رسد جادوگرها، دیوها یا دیگر موجودات شیطانی انگار عاشق زندانی کردن قهرمانان هستند.)، اما لزومی ندارد حتماً این‌گونه باشد. گاهی هم نبردی میان نیروهای اراده‌ی دو شخصیت قوی رخ می‌دهد: زندانی و زندانبان.

شمای کلی:

فاز اول: پروتاگونیست زندانی می‌شود. ممکن است جرم واقعی باشد یا نباشد، و جزای‌اش مناسب باشد یا نباشد.

فاز دوم: اسارت و برنامه‌ریزی برای فرار. اقدامات برای فرار، به خصوص در فاز اول، باید شکست بخورند، برملا شوند یا موقتاْ توهم موفقیت ایجاد کنند تا زندانی باز دستگیر و به زندان بازگردانده شود.

فاز سوم: مبادرت به فرار بزرگ! درس مأموریت غیرممکن را از خاطر نبرید: حتا در بهترین نقشه‌ها هم باید یک جای کار اشتباه پیش برود تا ستاره‌ها بتوانند به صورت بداهه دست به اقدامی فوق‌العاده برای نجات‌شان بزنند. یا به قول یک فرد نظامی، دقیق‌ترین نقشه‌های نبرد فقط تا اولین شلیک دوام می‌آورند. از صفحه‌ی ۹۶ کتاب: «ورق‌های نو رو می‌شوند. عناصر غیرمنتظره این‌جا وارد می‌شوند، درهای جهنم باز و غوغا برپا می‌شود. تا این‌جای کار، شرایط کاملاً تحت کنترل آنتاگونیست بوده ‌است، اما ناگهان شرایط سیال شده و همه چیز از کنترل خارج می‌شود، یا از روی بخت و اقبال و یا به دلیل برنامه‌ریزی قهرمان. قهرمان، که تا این‌جا در موقعیت ضعف قرار داشت، بالاخره در موقعیت قدرت قرار می‌گیرد، و اگر جزایی اخلاقی باید اجرا شود، الان وقت‌اش است.»

فهرست:

۱- فرار به معنای واقعی کلمه است. پس: قهرمان چگونه حبسی را می‌گذراند؟ آیا این حبس کشیدن فقط برخلاف میل او است یا ناعادلانه هم هست؟
۲- بحث اخلاقی چه قدر واضح (سیاه و سفید) است؟ معمولاً باید روشن باشد که چرا این فرار در واقع پیروزی خیر است.
۳- قهرمان باید خود قربانی باشد.
۴- قهرمان چگونه اسیر می‌شود؟ آیا در آغاز تلاش‌های ناموفقی برای فرار دارد؟ (به عبارت دیگر: آیا فاز اولی در کار هست؟)
۵- قهرمان قصد دارد چگونه بگریزد؟ چند تلاش فراری که به نتیجه نمی‌رسد در نظر گرفته‌اید؟ (به عبارت دیگر: فاز دوم چیست؟)
۶- نقشه‌ی اصلی‌تان برای فرار چیست؟ آیا او شانس قابل‌توجهی برای موفقیت وجود دارد؟ آیا احتمال شکست خوردن هم هست؟ (فاز سوم!)
۷- آیا آنتاگونیست در دو فاز دراماتیک اول کنترل را در دست دارد؟ چگونه این کنترل را از دست می‌دهد، یا قهرمان چگونه در فاز پایانی کنترل را به دست می‌آورد؟

پیش برویم به سوی طرح‌ریزی یک قصه‌ی‌ فرار. لطفاً از بین موارد یک تا شش انتخاب کنید:

۱- حبس اشتباه ناعادلانه
۲- اسارت جنگی
۳- گیر افتادن (در یک فروشگاه؟ مدرسه؟ رختکن؟ هرجا… )
۴- آدم‌ربایی
۵- اسیر شدن به دست تروریست‌ها
۶- گروگان گرفته شدن (حین سرقت از بانک؟ سرقت از کارواش؟ … )

اگر خوب فکر کنید، می‌بینید که امروزه احتمال گیر افتادن در سیستم‌های «حفاظتی» غیرانسانی زیاد است. همچنین انواع و اقسام گروه‌هایی هستند که با حضور یک یا چند مهمان زوری بیشتر بهشان خوش می‌گذرد. زندانبانهای شیطان‌صفت افسانه‌ای و فانتزی متنوع و فراوانی هم وجود دارند؛ به دلخواه‌تان می‌توانید به جز این شش مورد موارد دیگری را انتخاب کنید.

[حتماً توجه کنید که «حبس» یا «در بند شدن» برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. ممکن است کسی طرد شده باشد و بخواهد به نحوی فرار کند و دوباره به درون جامعه و محفلی که خیلی برای‌اش مهم است برگردد! حتا می‌توان تنش دیرینه‌ی بین نوجوانی که تشنه‌ی تجربه‌های جدید است و میل پدرانه/مادرانه‌‌ برای به حداقل رساندن آسیب‌ها را گونه‌ای از شاه‌پیرنگ فرار دانست.‌]

این‌جا توقف کنید و شخصیت‌های‌تان را در نظر بگیرید. باید زندانبان قدرتمندی وجود داشته باشد که گریختن برای پروتاگونیست مستلزم کوشش بسیاری شود. رئیس کمپ اسیران جنگی باید روزگارمان را سیاه کند. پروتاگونیست ما هم باید نفس قوی و شرافتی داشته باشد که گرچه تحت فشار قطعاً خم می‌شود، پیچ می‌خورد و درد می‌کشد، اما در هم نشکند.

حالا صفحه‌ی سفیدی بردارید و در بالای آن، در یک سمت نام یک شخصیت و در سمت دیگر نام آن یکی را بنویسید. زیر آن، نوع حبسی که پروتاگونیست با آن مواجه است را بنویسید.

به پنج روش متفاوت که می‌توان او را به این اسارت کشید فکر کنید. یکی از جالب‌ترین شروع‌ها می‌تواند تلاش ناموفقی برای فرار حین هل داده شدن به درون سلول‌اش باشد. گردبادی از اکشن، رد و بدل شدن چند کلمه، و خصوصیات پروتاگونیست هم می‌تواند نمایان شود، معمولاً به همراه اشاراتی به قدرت خالصی که آنتاگونیست دارد.

از بین آن‌ها یکی را که دوست دارید انتخاب کنید و طرح صحنه را بریزید.

حالا روی چندین راه که پروتاگونیست می‌تواند برای فرار کردن داشته باشد فکر کنید. یکی را که حتماً قرار است استفاده کنید بردارید و کنار بگذارید. دو یا سه راه دیگر انتخاب کنید و از آن‌ها به عنوان تلاش‌های ناموفق استفاده کنید. معمولاً فکر کردن به این که این تلاش‌های ناموفق چگونه در آخرین تلاش مؤثر خواهند بود مفید است. همچنین می‌توانید بازبینی‌ای انجام دهید و سرنخ‌هایی در آن‌ها جای‌گذاری کنید (برای مثال، در یکی از تلاش‌های اولیه، پروتاگونیست یک تکه طناب نیم‌متری به دست می‌آورد که در تلاش پایانی نقشی حیاتی پیدا می‌کند. ممکن است در نسخه‌ی اول آن را ننویسید، اما می‌توانید وقتی در بازبینی متوجه شدید پروتاگونیست واقعاً به آن نیاز دارد، به راحتی برگردید و آن را وارد کنید.).

نظرتان راجع به موارد یک تا شش چیست؟

۱- نخ ماهی‌گیری
۲- یک چوب رختی
۳- یک ورق ۲۰ سانتی‌متر مربعی فویل آلومینیوم
۴- یک فلفل قرمز پاپیه ماشه
۵- یک سطل دو کیلوگرمی مارگارین
۶- یک سوسک

خب؟ حالا یک شئ دارید. می‌تواند اثری هنری باشد، می‌تواند یک تکه آشغال باشد، یا آن جادویی باشد که موفقیت نقشه‌ی فرار به آن نیاز دارد. در هر صورت، آن را در دیگ ذهن‌تان بیندازید و بگذارید خوب به بار بنشیند.

یک مورد دیگر؟ از موارد یک تا شش؟

۱- خشم
۲- عشق
۳- ترس
۴- علاقه/شهوت
۵- نفرت
۶- صلاح اخلاقی

محض تفنن، می‌توانید کمی از این چاشنی‌های احساسی را هم در معجون بریزید. پیشنهاد می‌کنم که این حس انگیزه‌ی یکی از شخصیت‌ها باشد، و شاید این حس را به نسبت به دیگری داشته باشد.

برگردید و به سوال‌های فهرست پاسخ دهید.

با این قدم آخر، باید در مسیر درستی برای نوشتن شاه‌پیرنگ فرار قرار گرفته باشید. حبس، شئ و یک قاشق سرپر از احساسات را بردارید، ورز دهید و بگذارید خمیر داستان عمل بیاید. داستان را در تنور استعدادهای‌تان، تا وقتی طلایی شود، بپزید تا رایحه‌ای پخش کند که مخاطب را به شرکت در ضیافت دعوت کند. کره و عسل روی‌اش بریزید و منتظر لبخندها باشید…

یک شروع سریع برای کسانی که ترس از صفحات خالی دارند:

در بی‌صدا پشت سرش بسته شد، تا صدای فلزی ورود زبانه‌ی قفل به شکاف، سکوت را شکست. آن جا بود که او چرخید و خود را به در کوبید.

این شروع برای این است که از آن استفاده یا سوءاستفاده کنید و یا حتا آن را دور بیندازید. اگر به شما کمک می‌کند، می‌توانید از این‌جا شروع کنید و به پایانی برای داستان‌تان برسید.

ترجمه‌: کیانا نیکلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه