en
سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰

صفحه اصلی - نقد - داستانی - یک پایان‌بندی‌ رهابخش: درباره فیلم کوتاه «امتحان» به کارگردانی سونیا حداد

۲۴ فریم – مصطفی خانی‌پور: امتحان از همان ابتدا ما را با دنیایی آشنا از فیلم‌های اخیرِ ایرانی روبرو می‌سازد. دنیایی که در آن مدل‌های مونث (دختر) به عنوان شخصیت اصلی داستان‌ها معرفی شده و سعی دارند از منجلابی که گرفتارش شده‌اند رها شوند. اغلب در طراحی این حفره‌ها، جنسیتِ شخصیت نیز به دور از التفات نبوده و در واقع موقعیتِ آشنای دختران ایرانی -به عنوان اُبژه‌ای گرفتار در نظامی بالاتر- به عنوان فرصتی برای ایجاد فراز و نشیب‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخاطب اغلب خود را با دنیایی از نابرابری‌های جنسیتی مواجه می‌بیند که فارغ از درستی یا نادرستی (یا بهتر است بگوییم وفاداری به واقعیت!) در بازنمایی‌شان شخصیت مونث فیلم را تحت فشار و در پیِ آن در موقعیت تصمیم‌گیری قرار می‌دهند. دنیایی تقریبن ناتورالیستی و شاید بتوان گفت که تلاش برای رسیدن به چنین دنیایی با به تصویر کشیدنِ موقعیت‌های رقّت‌آور، تبدیل به دست‌آویزی برای فیلم‌سازانِ اخیرِ مدیوم فیلم کوتاه شده است. امتحان با وجود راه رفتنِ بر لبه‌ی ایماژهای آشنا سعی دارد ما را با ورود به دنیای دخترانه و صحبت از باید‌ها و نبایدهای دیگرانی که شاید کمتر از آنان باخبر باشیم، تا حدودی ورسیونی متفاوت‌تر از آن‌چه دیده‌ایم ارائه دهد. ورسیونی که با توجه به تلاش برای دستیابی به نگاهی نو و پویاتر نسبت به فیلم‌های ساخته شده -که می‌توان حاصل جمع قواعد و قراردادهای بکار رفته در آن‌ها را تحت عنوانِ ژانری نو و تازه قرار داد!- به صورت کامل نتوانسته خود را از برخی شمایل‌نگاری‌های تیپیکال و تا حدودی گُل‌درشت، که به نظر می‌رسد بیشترکارکردی ارجاع‌گونه به شرایط موجود دارند، رها سازد. شمایل‌نگاری‌ای که خبر از وجود اتمسفری سرکوب شده در دنیای دیگران (زنان و دختران) می‌دهد. دیگرانی که شاید به زعم سازندگان، دیگری تلقی نشده و در حد واندازه‌های یک سوژه‌ی تمام عیار رخ می‌نمایند! امتحان متفاوت بودنش را بیشتر مدیونِ پایان‌بندی‌اش‌ است. پایان‌بندیِ این فیلم شاید آن‌چیزی نباشد که مخاطب انتظار آن را می‌کشد، به گونه‌ای که احتمالِ بازخوردهایی چون «تمام شد!» یا «پس اتفاقِ بدی برای او نیفتاد!» و … خیلی دور از ذهن نباشند! دختری که به دلیل برخوردی شی‌گونه از سوی پدرش برای انجام و به اتمام رساندنِ مأموریتِ محوّله، گرفتارِ مخمصه‌ای جدی‌تر شده اما به نوعی بر آن فائق می‌آید! در واقع دختر از انفعال همیشگی و معمولِ دخترانه و جنسیت‌مندِ‌ آشنا رها شده و با کنشی قدرتمند فیلم را به اتمام می‌رساند! بیایید تصور کنیم که امتحان بعد از صحنه‌ی بلعیدن امانتیِ پدر به پایان می‌رسید! ما با فیلمی روبرو بودیم که شاید مدعیِ داشتنِ پایانی باز و تأمل‌گرا می‌بود، اما در واقع چنین امری با توجه به کلیت فیلم و داشته‌های ما از مشاهده‌ی فیلم‌های دیگر، می‌توانست تنها تصویری دیگر بر تصاویرِ موجود در آرشیوِ ذهنی‌مان بیافزاید. دختری که قربانیِ خواسته‌ها و خودخواهی‌های پدر خود شد! گزاره‌ای که شاید رقّت‌انگیز بوده و همدردی مخاطب را به همراه داشته باشد، اما در همان یک خط باقی می‌ماند و باقی گزاره‌ها بر فرض ایجاد شدن، تنها در پیِ توصیف آن یک گزاره بر می‌آمدند! «چه دخترِ بدبختی بود»، «جامعه‌ای که در آن ارزشی برای دختران قائل نیستند!» و از این قبیل گزاره‌ها که برای مخاطب امروزیِ سینمای کوتاهِ ایران خیلی ناآشنا نیستند. امتحان در آن لحظه تمام نمی‌شود. فیلمساز دختر را در آن نقطه از فیلم رها نکرده و با مخاطبینش به حالِ زارِ او نمی‌گرید. بلکه او را وا می‌دارد دست به اقدامی بزند. اقدامی که منجر به نجاتِ خودش می‌شود. در واقع در انتهاست که امتحان نشان می‌دهد که دختر تنها ابژه‌ای برای راضی نگه‌داشتنِ دیگران نیست (پدر- مخاطبین نادایجتیک). بلکه می‌بایست برای خود، هستی و زندگی‌اش نیز ارزش قائل باشد. ولو آن‌که بیننده را از همدردیِ سانتیمانتال‌گونه‌ی با خود محروم نماید. در پلان آخر دختر در نمایی با زاویه‌ای تا حدودی رو به بالا در حالِ خروج از مدرسه است و شاید خیلی‌ها گمان کنند که مخاطب را با پایان‌بندی‌ای بسته روبرو ساخته، اما با کمی دقت بیشتر متوجه می‌شویم که همچنان فضای مناسبی برای تأمل باقی مانده است. تأمل در رابطه با امکان کنش‌مندیِ او و کنار نیامدن با وضعیت موجود! پایانی که حسی از رهایی را برای مخاطب به همراه دارد و به ما فرصت می‌دهد با دنیایی دیگر در انتهای فیلم مواجه شویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

24 فریم | همه چیز درباره فیلم کوتاه